پادگرد
کاور حامو I تبر
پادکست شعر شاهد

حامو I تبر

۷ خرداد ۱۴۰۵ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شاعر : حامو🌏 نمیکنم شکایتی نمی دهم سرود غم ولی بگو چرا چنین ؟ تیغ به خویشتن زدی ؟ میان بهار رسته ایی ز پیکر سیاه من شدی تو شاخه ایی امید به بخت رو سیاه من و این امید نا امید نامید نامید چه زود سرنوشت من به دست تیز باد ها بکرد رسم واژگون فسانه ها ی نیک ما گسست دستمان ز هم به تیغ باد تیز رو و دور و دور تر شدم و دور و دور تر شدی تبر چرا چرا شدی ؟ به من که از منی تو آه چگونه زخم چون زدی ؟ مگر ندیده ایی به تن ز تازیانه ها ی باد چه بی شمار زخم ها ست مگر ندیده ایی ؟ بگو تو نقش این نوازش و نقوش تلخ زخم ها چرا چرا تبر شدی ؟ ز حال زخم های من چه زود بی خبر شدی سترگ ضربه های تو به جان خسته مرگ داد بگو بگو که دیده ایی ؟! بگو بگو شنیده ایی !! تو گام های مرگ را که میرسد چه تلخ فام به ضربه ضربه های تو چه بی حساب میزنی به جان خسته ام اثر شکسته میشود تنم ز حاصل عمر بی ثمر تو هم قطار آهنی که تیز تیز تیز شد منم میان چشم دشت که هیز هیز هیز شد ز حال و روزگار من چه زود بی خبر شدی ؟ و بهترین تبر شدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.