پادگرد
کاور حامو I من خدا را کشتم
پادکست شعر شاهد

حامو I من خدا را کشتم

۱۲ تیر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شاعر " حامو ✒️📚 آهنگ سازی و خوانش این قطعه ، تهیه شده توسط هوش مصنوعی 🌏 من خُدا را کُشتَم من خُدا را کُشتَم با هَمان دِشْنه که خود ساخته بود وَ سِپُردَم تَنِ او را بَر خاک "قُلْ هوَ الله " بِخواندَم سَرِ قَبرَش با " حَمْد " وَ پرا کَندِ شُدَم من خُدا را کُشتَم نه بِهَم ریخت زَمین نه َبِهَم ریخت زَمان شایَد "او " هیچ نَبود آری هیچ او خُدا بود ؟ نَبود ! گَر خُدا بود جهانَش همه تاریکیُ ظُلم ؟ جهانَش همه مرگ ؟ جهانش همه نَنْگ او خدا بود ؟ نبود ! با دو دَستی که زِ خون رَنگین بود آمَدَم دَر دِلِ شهر وَ گُفتم مَن خُدا را کُشتَم یکی از دور به فَریاد بِگُفت چه خوب ! یکی عارام زیرِ لَب گُفت چه حِیف کودَکی پُرسیدَم او که مُردَست چِ بود ؟ مادَرَش بانگْ بَرآوَر خَموش هَمِگان دانِستَند اَمّا هیچ کس هیچ کس اَز مَن نَپُرسید چرا هیچ کَس ظاهرِ مَحزون نَگِرفت هیچ "قَلبی" اَز غَمِ این واقعِ "رَنجور" نَشُد من که خود خاستِ بودم خُدا را بِکُشَم اَز خُودم پُرسیدَم که خُدا را کُشتَم ؟!! یا زَمانیست که مُردَست نمیدانِستَم با دلی پُر زِ شَکُ با سَری پُر زِ چِرا خانه را پیش گِرفتَم وَ رسیدَم گوشه یِ خانه رو به یِک پَنجِرِ کو غَرقِ غُروب دَر تاریکیِ شَکْ وَ دَر سوگِ خُدا وَ سُکوت وَسُکوت وَسُکوت خَنده ایی تَلْخ سُکوتَم را کُشت از پَسِ گَنجِ که در آن ببه نهادَم دِشنه نِدایی آمَد بینوا بَندِ ی مَن ما کُجا می میریم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.