

پادکست سـُــمـا اپیزود ۳۹ – سفر دوباره با آیاواسکا (قسمت دوم): در دل تجربه
۹ شهریور ۱۴۰۵ · 1 ساعت و 26 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در این اپیزود، عمیقتر وارد تجربهی اخیرم با آیاواسکا در آمازون پرو، حوالی ایکیتوس، میشم؛ از مراسمها و لحظات سخت و غیرمنتظره گرفته تا چیزهایی که تجربه کردم، دیدم و احساس کردم. در اپیزود قبلی، از کانتکست و نیتم برای ورود به این مراسمها گفتم؛ از اینکه چی شد بعد از هشت سال به همون مرکز برگشتم و چرا الان. قبل از تعریف تجربهی شخصی خودم، کمی دربارهی خود آیاواسکا، جایگاهش در سنتهای شیپیبو و لامیستا، نقش کوراندرو یا درمانگر سنتی، و اهمیت ایکاروها، آوازهایی که در طول مراسم خونده میشن، میگم. اینکه تجربهی آیاواسکا فقط به خود نوشیدنی و مقدارش خلاصه نمیشه؛ نیت، ذهنیت، محیط، مراسم و رابطهای که با این گیاه شکل میگیره، همگی بخشی از این مسیرن. همینطور از این میگم که چرا برام مهم بود به آمازون برم و این تجربه رو در دل سرزمین، فرهنگ و سنتهایی داشته باشم که این شیوهها از اونجا شکل گرفتن. بعد وارد خود سفر میشم؛ سفری چالشبرانگیز در دل ترس، تسلیم و ندانستن. از حالتی میگم که انگار توی یه «باردو» بودم؛ یه حالت بینابینی که توش احساس میکردم بدنم خشک شده، تشنه بودم، نمیتونستم تکون بخورم و بهسختی نفس میکشیدم. اونقدر خسته و از پا افتاده بودم که حس میکردم به آخرین حد توان جسمی و عاطفیم رسیدم. از ارتباطی میگم که بین این حال و «باردو تودول» یا «کتاب تبتی مردگان» احساس کردم؛ یه متن چندصدساله در سنت بودایی تبتی دربارهی حالتهای گذار و امکان شناخت و رهایی در اونها. این لزوماً تجربهای نبود که میخواستم، اما شاید همون تجربهای بود که بهش نیاز داشتم؛ چیزی که من رو یاد حرف دان هاوارد میندازه که آیاواسکا چیزی رو که نیاز داریم بهمون میده، نه لزوماً چیزی رو که میخوایم. میخواستم این تجربه رو درحالیکه هنوز برام تازهست باهاتون شِر کنم، هرچند هنوز دارم هضمش میکنم و سعی میکنم توی زندگیم جاش بدم؛ تجربهای که واقعاً آسون نیست به کلمه درش آورد. لینکهای مرتبط با این اپیزود: https://theconversation.com/guide-to-the-classics-the-tibetan-book-of-the-dead-172962 https://www.youtube.com/watch?v=Bz_JDWdu-PA https://open.spotify.com/playlist/2RdMJ88Itazgpcgafz59Lz?si=172430ba757b4b67 https://open.spotify.com/playlist/68VHCzIleqqmcNF97mcqoo?si=fc821c850bac4354 https://www.youtube.com/watch?v=BGtvlIakEyI https://www.instagram.com/mehran_soma https://www.instagram.com/ravannamacommunity https://www.mindbodyintegration.ca https://ravannama.org
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





