
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
این پرونده جنایی واقعی، روایت پسری به اسم کوشا است که در کلاس ادبیات عشق را آغاز کرد و با جنون پایان داد. کوشا، پسر جوان و ساکت خانوادهای آرام در کرج، روز اول دانشگاه دل به دختری به نام مهسا بست؛ دختری پرشور و بلندپرواز. نگاههای پنهانی او به مهسا به شیفتگی بیمارگونه تبدیل شد. ماه ها سکوت کرد، اما هر روز بیشتر در خیال ازدواج با او غرق میشد. وقتی مهسا با بیاعتنایی پاسخ احساساتش را داد، آتش خشم در وجود کوشا شعله کشید. روز حادثه، با کیسهای سیاه و چاقویی در دست، مهسا و دوستش مروارید را در پل مدیریت تهران غافلگیر کرد. ضربههای پیدرپی کار را تمام کرد؛ مهسا جان باخت و مروارید زخمی، جان بهدر برد. دادگاه، کوشا را که دانشجوی ممتاز اما منزوی بود، به قصاص محکوم کرد. آخرین دیدار خانوادهاش پر از اشک و پشیمانی بود. وصیت کرد اعضای بدنش را ببخشند اما در نهایت، طناب دار بر گردنش افتاد. سرنوشتش نه در کلاسهای ادبیات، که بر جرثقیلی در پل مدیریت نوشته شد. در این داستان واقعی جنایی، به جزئیات پرونده جنایت پل مدیریت میپردازیم. از سری پادکستهای عشق و جنون به روایت: مرجان لقایی هشدار: این پادکست شامل محتوای حساس و خشونتآمیز است. اگر کمتر از ۱۶ سال دارید، شنیدن این داستان برای شما مناسب نیست. در صورتی که بیشتر از ۱۶ سال دارید و با مشکلات روانی، افکار آسیبزا یا بحرانهای عاطفی دست و پنجه نرم میکنید، توصیه میشود پیش از گوش دادن به این قبیل پادکستها از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
