
پادکست یک پزشک: داستان کوتاه «کار چشمها فراتر از تماشاست»، اثر ایزاک آسیموف
۱۸ دی ۱۳۹۹ · 13 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام. من علیرضا مجیدی هستم از وبلاگ یک پزشک در این قسمت از پادکست یک پزشک با هم گوش میکنیم به یکی از زیباترین داستانهای کوتاه آسیموف که زمانی در مجله دانشمند در دهه 60 منتشر شده بود و من خیلی دوستش داشتم. این داستان را خانم آسیه زلفی اجرا کردن. در مورد این داستان خیلی کوتاه براتون یه چیزایی بگم. یکی از انتقادهایی که زمانی از آسیموف میکردن این بود که کاراکترهای زن در اون جایی ندارن و کلا انگار یه جورایی با بیان مسائل عشقی راحت نیست. واسه همین بود که آسیموف پاسخ کوبندهای در قالب کتاب خدایان هم بود. در بخش دوم این کتاب آسیموف دنیایی رو تصور کرده بود که سه جنسیتی بود. یک تخیل ناب. اما شاید عاشقانهترین داستان کوتاه آسیموف همین داستانی باشه که تا لحظاتی دیگه میشنوین و در آن نشون داده میشه که حتی اگر ماهیت انسان به دنبال پیشرفتها و تکاملها کاملا تغییر کنه، عشق همیشه زنده است. با هم به این داستان گوش میکنیم :
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
