پادگرد
کاور قسمت هفتم-ب: از دست تو صید من چرا رفت؟
پادکست لیلی و مجنون

قسمت هفتم-ب: از دست تو صید من چرا رفت؟

۷ آذر ۱۴۰۲ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پدر لیلی به نوفل می گوید: اگر شما دخترم را برای هریک از بستگان یا سپاهیانت بخواهی حرفی ندارم. اما نمی توانم او را به کسی بسپارم که مجنون و آوارۀ کوه و بیابان است. در نهایت تهدید می کند که اگر نوفل درخواست او را نپذیرد و به زور متوسل شود، دخترش را به دست خود می کشد! نوفل با شنیدن حرف های پدر لیلی پشیمان از جنگی بی حاصل از خواسته اش دست برمی دارد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.