پادگرد
کاور قسمت یازدهم-الف: بدرود که عزم کوچ کردم!
پادکست لیلی و مجنون

قسمت یازدهم-الف: بدرود که عزم کوچ کردم!

۷ آذر ۱۴۰۲ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پدر و مادر قیس پس از تلاش بی نتیجۀ نوفل و مخصوصا پس از ازدواج لیلی با ابن سلام دیگر کاملا ناامید و هردو از غم فرزند پریشان و ناتوان می شوند. داغ دوری از فرزند، رنج جنون و آوارگی و مخصوصا ناامیدی از نجات فرزند، پدر مجنون را به آستانۀ «پیری و ضعیفی و زبونی» می کشاند. او احساس می کند که نه تنها از فرزند ناامید شده بلکه به زندگی خود نیز امید چندانی ندارد و چراغ عمرش سوسو می زند! در چنین حالی بار دیگر به سراغ فرزند می رود و پس از جستجوی بسیار سرانجام او را در حالی می یابد که پوست و استخوان شده است. قیس با دیدن پدر به پایش می افتد و می گرید و از این که این چنین پدر و مادر خود را در رنج افکنده عذرخواهی می کند. اما به درخواست پدر مبنی بر این که این عشق بی حاصل را رهاکند و به زندگی عادی برگردد جواب رد می دهد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.