

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مسافران قاچاقی گوینده: امید خوشنژاد بریدهای از کتاب خاطرات موتورسیکلت چگوارا یک دانشجوی جوان پزشکی بود. با تموم شدن درسش از طرف یه بیمارستان دعوت به کار میشه. همزمان با دختری به اسم چیچینا نامزد بود و میتونست با اون ازدواج کنه و شغلش هم که جور بود اما اون این زندگی نرمال رو نمیپذیره. وقتی با فیدل کاسترو آشنا میشه تصمیم میگیره به چریکهای کوبایی بپیونده و علیه حکومت دیکتاتوری اون کشور مبارزه کنه. طی چند سال جنگ اونقدر از خودش توانایی و لیاقت نشون میده که همیشه پست فرماندهی داشته. بعد از پیروزی انقلاب کوبا یه مدت وزیر صنایع میشه و قاعدتا دیگه میتونست یه زندگی نرمال داشته باشه اما بازهم همه چیزو رها میکنه و به بولیوی میره تا علیه حکومت دیکتاتوری اونجا بجنگه و همونجا هم کشته میشه. سوال اینجاست که چه چیزی باعث میشه چگوارا چنین شخصیتی پیدا کنه. چنین روح نا آرامی داشته باشه و انقدر آرمانگرا باشه. زندگی مرفه رو رها کنه و توی کوهها و دشتها سلاح به دست بگیره و بجنگه. چی باعث میشه این آدم انقدر اسطورهای و خاص باشه. جوابش توی کتاب خاطرات موتورسیکلت هست. چگوارای بیست و چهار ساله، اون وقتی که هنوز دانشجو بود و هیچ فعالیت سیاسی و نظامی نداشت سفری رو با موتور به کشورهای آمریکای لاتین انجام میده و چیزهایی میبینه که روح مبارزه رو در اون زنده میکنه. به قول خودش بوی باروت و مرگ دشمن رو حس میکنه. این اپیزود به بریدهای از این کتاب اختصاص داره. امید خوشنژاد با صداسازیهای مختلف و تدوین حرفهایش شما رو به دل آمریکای لاتین و کنار چگوارای جوان میبره.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





