

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#آدونیس #غادة_السمان #رشید_ابوایوب #محمد_الماغوط #بلند_الحیدری #محمود_درویش باید گریست، باید گریست و باید خون نوشت شاید شعرِ مدرنِ عربی را در این سه جمله بتوان خلاصه کرد! چه آنجا که نزار قبّانی ۱۲شاخهگل بر گیسوی سوختهی بلقیس میگذارد، چه آنجا که محمود درویش وطنی پارهپاره را میسراید، و چه آنجا که غادة السّمان انگشتانِ نویسنده(غسّان کنفانی) را بر درختها مویه میکند...! شعرِ مدرنِ عربی شعرِ درد است؛ شاعرانِ معاصرِ عربزبان در قرنی و در اقلیمی زیستهاند که از همهسو با خشونت درآمیخته؛ و حتّا در خانه، باید هر لحظه منتظرِ آوارِ سربازان بود. شاعرانِ عراقی شهیدانِ زنده و بیواسطهی آوارِ سربازاناند؛ چه آوارِ سربازانِ هموطن در سالهایی دورتر، و چه آوارِ سربازانِ خارجی در سالهای اخیر! شعرِ مدرنِ عربی را به شکلِ عمده در سه کشور میتوان ریشهیابی کرد: در سوریه با نزار قبّانی، غادة السّمان، آدونیس و محمّد الماغوط، در فلسطین با محمود درویش، و در عراق با عبدالوهّاب البیاتی؛ این سه جغرافیای باستانی، از دیربازِ تاریخ آبستنِ خشونتهای کور، و آبستنِ شاعرانِ درد بوده است؛ شاعرانی که دینها و باورهای گوناگون داشتهاند، امّا سهمِ رنجی یکسان را به سینه کشیدهاند... #رادیو_لوژی با افتخار، دردِ خواهران و برادرانش -که در تمامِ اقصای زمین خونباران گریستهاند- را فریاد میزند، و همنوا با محمود درویشِ بزرگ زمزمه میکند: «این زمین کوچکتر است از خونِ فرزندانش...!»
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

