پادگرد
کاور رادیولوژی-بومِ خیال
radiolozhi

رادیولوژی-بومِ خیال

۲۰ خرداد ۱۳۹۹ · 34 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

به بهانه‌ی سالمرگِ سهراب #سهراب_سپهری موزیک #FedericoAlbanese #ErikSatie #ManosMilonakis #MikisTheodorakis #مسعود_شعاری #کریستف_رضاعی #امین_اله_حسینی -بر خلافِ بسیاری از گویندگان و سرایندگان- «سهراب» خود را شاعر نمیداند! و این تناقضی است میانِ کلام و تلاشِ او...! اویی که در دلِ مخاطبِ دورتر شعر هم نفوذ میکند، در زبان ضرب‌المثل میشود(دلِ خوش سیری چند...!؟) و رنگِ مهمّی در شعرِ امروزِ پارسی است. *** «ماندگاری» عنصری است که برخی از صاحب‌نظرانِ ادبیات در آثار سپهری نمیبینند! مانندِ «پرویز ناتل‌خانلری» که صراحتاً میگوید: «[شعرِ سپهری] چیزی نی‌ست که بشود آن را به خاطر سپرد و نقل کرد!» امّا خانلری رابطه‌ی «ماندگاری» و «زیبایی/ارزشمندی» را توضیح نمیدهد و شعرِ سهراب را در هیچ پارادایمِ نقدمحوری وارد نمیکند تا به یاری‌اش شعرِ او را بسنجد! «محمّد حقوقی» عللِ توجّه به شعرِ سهراب را «انتخابِ اوزانِ ساده»، «توجّه به زبانِ متداولِ روز»، «نوعِ شعرِ “حرفی” -و نه “ساختاری”-» و «محتوای خاصّ شعرِ او» میداند. «داریوش آشوری» هم به تحلیلِ هرمنوتیکیِ آثاری از سپهری میپردازد و مینویسد: «هر چند شعرِ سهراب از نظرِ ایماژ قوی است، امّا -بر روی هم- از جهتِ زبان دارای ضعف است، و علّتِ آن هم -شاید- کمیِ آشنایی و اُنسِ او با شعرِ کلاسیکِ پارسی بوده باشد! از طرفی، این‌همه تکیه بر ایماژ -که تئثیرِ شعرِ اروپایی در شعرِ پارسی است-، شعرِ سپهری را با بسترِ اصلیِ زبانِ پارسی رابطه‌ای استوار نمیبخشد؛ و به همین دلیل -چه بسا!- شعرِ سپهری «ترجمه‌پذیرترین» شعرِ پارسی به زبان‌های دیگر باشد!» و یا «رضا براهنی» -در حالی که ظرافت‌های معناییِ شعرِ سپهری را نادیده نمیگیرد- شعرِ او را فاقدِ «تکنیکِ نیرومند» میداند -مگر در مواردی-! *** اگر «ما» بخواهیم برای توصیفِ شخصیتِ شعرِ سهراب، رنگی انتخاب کنیم -که نمودی از جهان‌بینیِ این شعرها باشد- ناگزیریم فرارنگی بسازیم و نامش را «سیاهِ رنگین» بگذاریم!! که سیاهش نمودِ افسردگیِ رُمانتیکِ شاعر، و رنگیدگی‌اش تلاشِ شاعر برای درکِ زیبایی‌های زندگی، و در نهایت پذیرشِ «مرگ» است...! شعرِ سهراب حرف‌های بسیاری از حُجره(!) و حنجره‌ی نقّادان و محلّلینِ(!) شعر بیرون کشیده، و این را باید نمودِ «هنر»ی دانست که «فارغ از تکرار»ها، در «تلاش» است تا «تجربه» کند. *** در این پادکست از قسمت‌هایی از فیلم‌های «باد ما را خواهد برد...» و «خانه‌ی دوست کجاست؟» ساخته‌ی «عبّاس کیارستمی»، و صدای «احمدرضا احمدی» و «خسرو شکیبایی» بهره برده‌ایم. #رادیو_لوژی -با افتخار و احترام- #بوم_خیال را به این سه عزیز تقدیم میکند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.