پادگرد
کاور روز از پشت پنجره
radiolozhi

روز از پشت پنجره

۱۲ آذر ۱۳۹۹ · 24 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرامتن روز از پشت پنجره چند جوان به هم میرسند؟ چند جوان با هم میآغازند؟ چند جوان به هم یاری میرسانند؟! چند جوان -هر روزه و هر روزه- «انسان» را برای یکدیگر معنی میکنند؟؟؟ «رادیولوژی» با همین ایده‌ی «معنای انسان» زاده شد... چند جوان که -گاهی- «شعر» میشدند، گِردِ هم آمدند و هر آن چیزی را که نامِ شعر بر آن میگذاشتند، برای هم خواندند و بازخواندند هر آن چه که به هر زبانی شعر شده بود؛ چرا که انسان -نه فقط به زبانِ مادری، که- به هر زبانی انسان است... فصلی از رادیولوژی گذشت و بیست‌ویک پادکست، و رسیدیم به «آبان»، به «هواپیما»، به «کووید»، به «برهنگیِ مرگ» و به «مرگِ عریان»؛ به زمانی که «زمان، منجمد شد»...! نیک میدانیم که مرگ کسانی را به خون کشید، از آن پیش که بسیاری را به خاک بکشد! نیک میدانیم که «خون» و «خاک» زمانی جاری میشوند و نهان میکنند که «خِرد» از میان برخاسته باشد! «خِرد»، همان موعودِ همیشه‌ی هر الاهیات و ناالاهیاتی... با درود بر روانِ فردوسیِ خردمند -که «شاهنامه‌اش» سترگترین «ارجنامه‌ی خِرد» است- فصلی دیگر از بازیابیِ معنای انسان را در کنارِ هم خواهیم‌آغاخت. پادکستِ نخستِ فصلِ تازه را، به شعرهای کوتاهی از خود پناه دادیم تا بازیابیِ معنای انسان را در همزبانِ همخویش به نظاره بایستیم؛ و گفت‌وگویی ناهمزمان را نخستینه باشیم، به امیدِ روزی که ناهمزبانانی به همخویشی بخوانندمان و بگوییمشان از «انسان»، این‌چنین که همخویشانِ امروز را گفته‌ایم. ..

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.