پادگرد
کاور 🎭🎙️خوانش نمایشنامه دوزخ 🖍️ اثر: ژان پل سارتر
بارکد / مجموعۀ شنیداری تئاتر و

🎭🎙️خوانش نمایشنامه دوزخ 🖍️ اثر: ژان پل سارتر

۲۲ بهمن ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 18 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نمایشنامه #دوزخ نویسنده: #ژان_پل_سارتر مترجم: حمید سمندریان گویندگان: شاهین علایی نژاد، مهدی یگانه، گلچهره زند، کیانا اطهری نژاد، توحید غنی زاده ناشر صوتی: نوین کتاب گویا ناشر: نشر قطره //« همیشه وقتی نمایشنامه‌­ای نوشته می‌­شود، انگیزه‌­ها و دلایل عمیقی برای آن وجود دارد.»[1] این جمله، جمله نویسنده‌­ای نظریه پرداز است که روزی در امتحانات فلسفه رد شده بود و روزی دیگر کتاب‌­هایش از سوی ناشران برگشت داده می‌­شدند؛ اما او «تهوع» را نوشت که مسیر زندگی­‌اش را برای همیشه تغییر داد. ژان پل سارتر را اگزیستانسیالیست می‌­دانند. به نقل از کتاب «شش انسان مبارز»[2] به کوشش دکتر احمد ایرانی « فلسفه این گروه را می‌­توان هستی‌­گرایی نامید، در این فلسفه از آنچه وجود دارد و آنچه که هست به عنوان حقیقت یاد می‌­شود. اندیشه‌های فلسفی سارتر را این‌گونه می­‌توان توصیف کرد که که بزرگ‌ترین حقیقت جهان همان عالم هستی­‌ست. انسان نوعی هستی‌ست که می‌­داند وجود دارد، هیچ موجود دیگری نمی‌­داند که وجود دارد. او مطلقا ازاد است، او غم‌خواری ندارد و نمی‌­تواند و نباید رفتار و کردارش را به عامل‌­های دیگری مثل سرنوشت یا قضا و قدر نسبت دهد اگر چنین کند از مسئولیت فرار می‌­کند. انسان چون ازاد است مسئول هم هست. اوست که خالق شخصیت و تمامیت وجود خویش است.»// سارتر در این نمایشنامه دوزخ را به شکل یک اتاق تجسم می‌کند و سه نفر که مجبورند با هم در یک اتاق تا ابد زندگی کنند. نمایشنامه سه شخصیت دارد به نام‌های گارسن، اینه و استل که بعد از مرگ وارد اتاقی می‌شوند که جهنم آن‌­هاست. هر کدام از آنها دچار گناهانی در طول زندگی خود شده­‌اند و حالا زمان رسیدن به حساب آنهاست. شخص چهارمی نیز وجود دارد، یک پیش‌خدمت که آن‌ها را به محل اقامت‌شان می‌برد و ما او را جز سه باری نمی‌­بینیم که سه شخصیت ما را به اتاق محل اقامت‌شان راهنمایی می‌­کند، زنگی نیز هست که در صورت نیاز آن را به صدا در بیاورند ولی آن زنگ خراب است. همچنین نویسنده با تیزهوشی خاص خود راه هرگونه قضاوت شخصی و فرار از قضاوت دیگران را بسته است و تمام چیزی که باقی گذاشته تمرکز بر وجه اجتماعی افراد است و تا جایی پیش رفته که شخصیتش را برای رژ زدن مجبور کرده تا چشم دیگری را آینه خود قرار دهد و روی خوابیدن یک خط قرمز بزرگ کشیده که همانا هر روز انسان برای نجات از واقعیت به آن پناه می‌برد؛ با این وجود هنوز راه نجاتی برای آن­‌ها وجود دارد، یعنی خودشان. نجات دهنده آن­‌ها، عذاب دهنده آن‌­هاست.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.