

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اگه یه نفر تصمیم گرفته باشه به زندگی خودش پایان بده، تو میتونی با چند ساعت حرف زدن نظرش رو عوض کنی؟ یا بعضی آدمها اونقدر از زندگی خسته شدن که دیگه هیچ حرفی نمیتونه نجاتشون بده؟ یک روز، دو مرد غریبه روبهروی هم میشینن. یکی تصمیم گرفته به زندگی خودش پایان بده. اون یکی، مردیه که نمیتونه قبول کنه یه انسان زنده، با پای خودش، مرگ رو انتخاب کنه. نه اسلحهای در کاره، نه تعقیبوگریزی، نه حادثهای عجیبوغریب. فقط دو مرد، یک اتاق، و گفتوگویی که قراره همهچیز رو زیر سؤال ببره؛ از معنای زندگی و ایمان گرفته تا آزادی، رنج و حق انتخاب. اما اگه هیچکدوم نتونن دیگری رو قانع کنن، چی؟ در «غروب محدود»، کورمک مککارتی ما رو به تماشای یک اتفاق نمیبره؛ ما رو وسط یک جدال قرار میده. جدالی که ممکنه در پایانش، نهتنها نظرمون دربارهٔ زندگی، بلکه تصوری که از خودمون داریم هم تغییر کنه. این بار، سؤال این نیست که زندگی ارزش زیستن داره یا نه؛ سؤال اینه که وقتی کسی دیگه چنین ارزشی رو نمیبینه، تو چه جوابی براش داری؟ _______________________ غروب محدود | کورمک مکارتی فصل یازدهم | قسمت ۵۱ تم فصل | فرسودگی امید _______________________
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


