پادگرد
کاور پروفسورحسابی |  فصل ۳ - قسمت ۳
ارور۴۰۴ | ادبیات • فلسفه • ذهن

پروفسورحسابی | فصل ۳ - قسمت ۳

۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یه جوون لاغر و خسته، بعدِ یه شیفت طاقت‌فرسای کار توی معدن، خودشو با دستای زخمیش می‌رسونه به کلاس درس تو پاریس. نه واسه نمره، نه مدرک… واسه آینده‌ی ایران. شب‌ها یواشکی می‌ره سر قراری که با دانشمندای معروف داره، تا یه روز بتونه علمو بیاره واسه ملتش. و بین همه‌ی این سختی‌ها، تنها دلگرمیش نامه‌هایی‌یه که واسه مادرش می‌نویسه… نامه‌هایی که هیچ‌وقت به گوش کسی نرسیدن. این اپیزود، یه روایت خاصه از زندگی کسی که فقط "پدر فیزیک ایران" نبود… یه قهرمان واقعی بود. _______________________________ 🔗 اگه از این اپیزود خوشت اومد و دوست داشتی سهمی توی ادامه مسیر ارور ۴۰۴ داشته باشی، از اینجا می‌تونی حمایتش کنی: حمایت از طریق سایت «دارَمِت» حمایت از طریق «حامی‌باش»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.