پادگرد
کاور فرانتس کافکا | فصل ۴ - قسمت ۲
ارور۴۰۴ | ادبیات • فلسفه • ذهن

فرانتس کافکا | فصل ۴ - قسمت ۲

۱۳ خرداد ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هرچی ازم مونده رو بعد مرگم آتیش بزن. نه نگهش دار، نه منتشرش کن. هیچی. این تنها چیزی بود که کافکا از رفیقش خواسته بود. اما مکس برود، دوستِ نزدیکش، زد زیر قولش. نه‌تنها چیزی رو نسوزوند، بلکه همه رو چاپ کرد... و همین شد دلیلی که الان اسم "کافکا" از دیوار اتاقت تا گوشِ پادکستت پیچیده. این اپیزود، داستان اون لحظه‌ست. لحظه‌ای که مرز بین وفاداری و خیانت، تار شد. لحظه‌ای که یه نفر تصمیم گرفت نجات بده، حتی اگه باهات خداحافظی کرده باشه. کافکا نمی‌خواست بمونه... ولی مکس نذاشت بره. تو بگو: کارش درست بود یا نه؟ _______________________________ 🔗 اگه از این اپیزود خوشت اومد و دوست داشتی سهمی توی ادامه مسیر ارور ۴۰۴ داشته باشی، از اینجا می‌تونی حمایتش کنی: حمایت از طریق سایت «دارَمِت» حمایت از طریق «حامی‌باش»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.