پادگرد
کاور مفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن، بخش دوم
پادکست بسیار هم خوب

مفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن، بخش دوم

۱۰ اسفند ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اپیزود پنجم: مفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن، بخش دوم درون‌مایه اپیزود: ‌در بخش پیشین شکافتیم که سپندارمذ یا سپنتاآرمیتی (در زبان اوستایی) به چم (معنای) «هستی‌سازگاری افزونی‌بخش» یا «هستی‌سازگاری پیشرفت‌زا» می‌باشد، یعنی سازگار کردن خود با واقعیات جهان به گونه‌ای که در‌ راستای افزونی و پیشرفت باشد. همچنین برشمردیم که فرایافت (مفهوم) فلسفی سپندارمذ (اسپنتاآرمئیتی) در درازای تاریخ، در دوران‌های صلح و امنیت به انباشت سرمایه و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی یا همان افزونگی (یا به زبان پهلوی، ابزونیک) انجامیده است. در این بخش به پیامدهای سپندارمذ در دوران‌های شکست نظامی کشورها/تمدن‌ها می‌‌پردازیم. فرهنگ‌هایی که فرایافت فلسفی سپندارمذ و پیشرفت و افزونگی برای‌شان نقش بنیادین داشته باشد، به شکست‌های نظامی چگونه واکنش نشان می‌دهند و واکنش آنان چه تفاوتی با فرهنگ‌هایی دارد که با فرایافت سپندارمذ بیگانه‌اند؟ شکست شرافتمندانه به چه معناست و چه نمونه‌هایی از آن در تاریخ می‌شناسیم؟ برای نمونه، چرا کشورهایی همچون آلمان و‌ ژاپن پس از شکست از متفقین در جنگ جهانی دوم، به همکاری با دشمنان دیروز خود (یعنی غرب/آمریکا) پرداختند و هم به پیشرفت اقتصادی دست یافتند و هم از متحدان نزدیکِ دشمنان دیروز خود شدند؟ اما به وارون، طالبان پس از شکست از آمریکا در افغانستان یا فلسطینیان پس از شکست‌های پیاپی از اسراییل، چرا هرگز نتوانستند شکست خود را بپذیرند و با دشمن خود به سازش برسند؟ آیا آلمان و ژاپن پس از شکست از دشمن تنها گزینه‌ای که داشتند، پذیرش شکست و همکاری با دشمن بود؟ یا اینکه مثلا می‌توانستند تا دهه‌ها پس از جنگ با حملات انتحاری و کشتار هم‌میهنان خود و به نابودی کشاندن همه زیرساخت‌های برجا مانده پس از جنگ، جنگ را تا ابد کش بدهند به امید آنکه دشمن را از سرزمین خود بیرون کنند؟ واکنش ایرانیان پس از شکست‌ها در جنگ با روسیه در آغاز سده نوزدهم تا چه اندازه برگرفته از میراث فلسفی و معنوی سپندارمذ بود؟ اجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.