پادگرد
کاور آخرین آغوش: تاملی در سوگ
پادکست بداهه

آخرین آغوش: تاملی در سوگ

۱۹ دی ۱۴۰۳ · 32 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وقتی بچه بودم عاشق این بودم که برق برود. در تاریکی، کنار هم پاسور بازی می‌کردیم و من همیشه برنده می‌شدم. سال‌ها بعد، خودم پدر شدم و گاهی در بازی می‌باختم تا دخترم لذت برنده شدن را تجربه کند. و حالا، در آخرین لحظات با پدرم، همه این خاطرات در یک آغوش به هم گره خورده‌اند. در این اپیزود، روایتی شخصی را می‌شنوید از تجربه سوگواری و دگرگونی‌های عمیقی که فقدان در ما ایجاد می‌کند. از لحظاتی می‌گویم که زمان در هم می‌پیچد، نقش‌ها عوض می‌شوند و معنای قدرت در پذیرش آسیب‌پذیری بازتعریف می‌شود. چطور می‌توان با نبودن کسی که همیشه بود کنار آمد؟ چگونه می‌توان در جهانی که با فقدان به چالش کشیده شده، معنا را از نو ساخت؟ و شاید مهم‌تر از همه، چطور می‌توان پذیرفت که گاهی در اوج غم می‌خندیم و در اوج خنده غمگین می‌شویم - درست مثل روزی که یک موش به من درس بزرگی از زندگی داد. این روایت، داستان پیوندهایی است که با رفتن عزیزان‌مان پایان نمی‌یابند، بلکه شکلی تازه به خود می‌گیرند. عضویت در خبرنامه لینک دونیت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.