

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
رنجهای فراموش شده زنان دستفروش در مترو تهیه و تنظیم در کانال ایران ازادی دستفروشی در مترو به یک روال عادی درآمده است. در این ۱.۵ سال کرونا حضور زنان دستفروش بیش از مردان به چشم میخورد. افرادی که برای درآوردن یک لقمه نان مجبور به تحمل هر تحقیری هستند. اکثر آنها زنان سرپرست خانوار و یا کسانی هستند که هزینه معیشت خانواده را به دوش میکشند. دیکتاتوری حاکم بر کشور با نادیده گرفتن حقوق شهروندی، آنها را مزاحم و مجرم میداند. حاکمیتی که برای تسلط ایدئولوژی خود بر خاورمیانه از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. اما وقتی که به مردم ایران میرسد جز فقر دستاوردی برای آنها نداشته است. تهدید بالای ابتلا به کرونا برای زنان دستفروش این زنان در متروهای تهران در یک قدمی ابتلا به کرونا و مرگ هستند. میانگین سنی آنها از ۱۸ سال تا حتی ۷۰ ساله است. پیرزنانی که مترو را، تنها راه بقا در این تورم سرسامآور میدانند. بسیاری از آنها جای دیگری برای تامین معیشت خود ندارند. در پیک پنجم کرونا بسیاری از آنها بدون هراس از مرگ مجبور به کار در مترو هستند. یکی از آنها میگوید: «میدانم جانم در معرض خطر است اما چاره دیگری ندارم. یا باید کنار خیابان دستفروشی کنم یا بیایم در فضای خفه و سرپوشیده مترو. اما کنار خیابان اصلاً مشتری نیست. از صبح تا شب اگر کنار یک اتوبان بنشینم، حتی یک ماشین هم ترمز نمیزند که ببیند در بساطم چه دارم. باز در این مترو زنها گاهی از ما خرید میکنند.» دستفروشی در مترو از سر ناچاری و فقر وقتی که از دیگری سوال میشود که چرا کار میکنی؟ جواب میدهد: «چاره دیگری دارم.؟ خطر برای ما بسیار جدی است. مسئولان به جای اینکه ما را بعنوان یک واقعیت مسلم بپذیرند و قبول کنند که ناچاریم دستفروشی کنیم وگرنه از گرسنگی میمیریم، اغلب میگویند خب نیایید مگر مجبورید!» بسیاری از آنها بدلیل رکود اقتصادی ناشی از کرونا مجبور به دستفروشی در مترو شدهاند. بسیاری از آنها کارهای خانه و یا نگهداری سالمندان را انجام میدادند، اما بدلیل کرونا این کارها دیگر متقاضی ندارد. فروش ناچیز زنان دستفروش در پیکهای کرونا تهران نیمه تعطیل است و مردم از ترس کرونا خرید کمی دارند. اما هزینهها همچنان سیر صعودی دارند. بسیاری از این زنان دستفروش فروش اندکی داشتهاند که کفاف مخارجشان را نخواهد داد. یکی از آنها میگوید: «باز پیک آمد و ما گرفتار شدیم. باز هیچ فروش نداریم، شب جیبِ خالی به خانه برمیگردیم.» دیگری هم که بالای ۶۰ سال سن دارد شکایتش را به خدا میکند. وی میگوید: «مدتها است که کارت ملی و شناسنامهام گم شده است. وقت نکردم بروم المثنی بگیرم و با اینکه نوبت واکسنم شده نتوانستم بروم واکسن بزنم. خدایا چه بگویم که از دار دنیا حتی یک کارت ملی هم ندارم!» این سرنوشت مردم کشوری است که هشتمین ذخایر معدنی و ۱۸ درصد نفت جهان و دومین ذخیره گاز دنیا را دارد. دیکتاتوری حاکم با سرقت سرمایههای کشور مردم را در فقر نگه داشته است. با سلاح گرسنگی سالها تلاش کرده که جلوی اعتراضات مردم را بگیرد. گسترش کرونا و آمدن پیک پنجم همزمان با شروع اعتراضات یک نمونه از جنایتهای حاکمیت برای سرکوب مردم است. اما استمرار اعتراضات نشان داده که این سلاح کارایی سالیان قبل را ندارد. کرونا دیگر به زیان حکومت درحال حرکت است. تنها در صورت نابودی این ساختار است که همه مردم ایران به حقوقشان خواهند رسید. دیگر آن زمان سراغی از زنان دستفروش و رنجهایشان در متروها نخواهد بود.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
