
پادکست :حمیدرضا درخشنده شهید راه آزادی و عدالت تا پای جان ایستادگی کرد
۷ شهریور ۱۴۰۰ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حمیدرضا درخشنده شهید راه آزادی و عدالت تا پای جان ایستادگی کرد کانال ایران آزادی قضاییه خون آشام خامنهای به ریاست آخوند جلاد ابراهیم رئیسی در سال ۹۸ در تاریخ ۶ شهریور حمیدرضا درخشنده که امام جمعه خامنهای در کازرون را به هلاکت رسانده بود، در ملأعام اعدام کرد. حمیدرضا درخشنده از فرزندان شهر شورشی کازرون درباره انگیزهاش از حمله به آخوند خرسند امام جمعه خامنهای در کازرون و سرکردکان مافیای مؤتلفه گفته بود: «بیعدالتی دیده بودم. جنایتها را میدیدم». در ششمین روز قیام شهر شورشی کازرون در فروردینماه ۹۷ در هنگام برگزاری نمایش جمعه رژیم مردم بپا خاسته رو در روی امام جمعه خامنهای و رژیم آخوندی که تظاهرات و راهپیمایی را غیرقانونی اعلام کرده بودند فریاد میزدند: «میکشم میکشم هر که خیانت کند» و «وای به روزی که مسلح شویم». وی پس از به هلاکت رساندن امام جمعه خامنهای طی پیامی گفته بود: «دلیلش خدمت شما عرض شود. یک سری چیزهایی شنیده بودم و دیده بودم از بیعدالتی، از بیعدالتی. حتی خودم هم میرفتم آنجا حالا بگذریم انشاءالله تو یک فضایی برایتان توضیح میدهم. نگاه کن عدالت، موقعی که میری یک جایی هر جا باید بری باید کارت را بهنحوه احسن انجام بدهند. طبق گفتههای قرآن انجام بدهند، پارتی بازی نشه. دیگه بهتون بگم مواظب خیلی مسایل باشند. اینها که بنده با دیدن خیلی چیزها دیگه به هر ترتیب. بگذار بگم پخش کنید، من زمانی که میرفتم سراغ ثروتمندها میگفت، شب خوابیدم صبح چندبرابر میشه، مستضعف نداره بخوره. دلم خون میشد. میدیدم صدها صدها مورد از این میدیدم. چقدر بخرم، چقدر به مستضعف بدهم. میرفتم این جنایتها را میدیدم ما چاقو کش نیستیم. جهت اطلاع بهتان بگم اولین بارم بودم. دوستان بدانید همه میشناسند من را چاقو کشم هم نبودم. حکم حکم قرآن. موقعیکه آدم یه چیزهایی را میبینه داغ میکنه. دوستان، ملت عزیز، ملت ایران دور همتان بگردم، دور مستضعفین بگردم. دور آنهایی که شب ندارین نان بخورید. دور آنهایی بگردم که قسط و وام بیمارتان کرده، دوستان عزیز بگذار صداقت بگم، قبل از اینکه گوش بدهید پخش بشه شبکه فارس. قبل از ایشون میخواستم بروم سراغ یک مستکبر، مستکبری که آذوقههای مردم را انبار کرده، نگاه کن همه من را میشناسند از بالا تا پایین میشناسند». دریغا و دردا که مردان پاک یکایک نهادند بالین به خاک یکی مرد خوابیده در این مزار که کم دیده همتای خود روزگار ز گردون دلی گرچه پر درد داشت ولی جسم و جانی جوانمرد داشت
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
