پادگرد
کاور پادکست : همه تلاش کردیم می‌دانستیم دو تا بچه دارد
پادکست ایران آزادی

پادکست : همه تلاش کردیم می‌دانستیم دو تا بچه دارد

۱۲ شهریور ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همه تلاش کردیم می‌دانستیم دو تا بچه دارد کانال ایران آزادی دلنوشته یک پزشک برای نجات جان یک بیمار کرونایی در حال مرگ و وصیت مادر برای دو کودک خردسالش «بیش از یک ساعت ماساژ قلبی و تنفس دادیم، دارو تزریق کردیم، شوک دادیم. ولی انگار نه انگار که این بیمار فقط ۴۵ سال سن دارد و قلبش توانایی پمپ کردن را بایستی داشته باشد. همه تلاش می‌کردیم، می‌دانستیم دوتا بچه دارد. یک دختر ۹ ساله و یک پسر ۴ ساله، دیروز با خنده می‌گفت: «دکتر اگه من مردم به شوهرم بگو مواظب بچه‌هام باشه ، اون یکم شیطون و سر به هواس، می‌ترسم به بچه‌هام زیاد اهمیت نده». دلداریش دادم، گفتم: «بابا تو جوونی، کرونا یه سرماخوردگیه، انشاالله خودت ۱۲۰سال بالای سر بچه‌هات هستی این چه حرفیه»! سکوت بر اتاق احیا مستولی شد: «تمام شد، خط افقی مانیتورینگ قلب تحت هیچ شرایطی بالا نمی‌آمد، مجبور شدم ختم احیا رو اعلام کنم». از در که بیرون می‌رفتم شوهرش با التماس به سمتم آمد و پرسید: «دکتر چی شد؟ نفسم کوتاه شده بود. نمی‌دانستم چه بگویم. نگاهی به چشماش انداختم و از کنارش رد شدم. فهمید که همسرش فوت کرده، درمانده و بی‌قرار داد می‌زد و به این طرف و آن طرف هاج و واج نگاه می‌کرد. دیدن این صحنه خیلی سخت بود، سریع از پله ها بالا آمدم، یک فوتی دیگه به آمار کرونا، اضافه شد. ولی من هنوز درگیر این فکر بودم، یعنی واقعا کرونا یک سرماخوردگیه!؟»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.