پادگرد
کاور پادکست : ناگفته های یک زندانی از جهنمی به نام اردوگاه بوشهر
پادکست ایران آزادی

پادکست : ناگفته های یک زندانی از جهنمی به نام اردوگاه بوشهر

۱۶ شهریور ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ناگفته های یک زندانی از جهنمی به نام اردوگاه بوشهر ایران آزادی «مأمورین زندان زیر نظر رئیس زندان، مواد مخدر را با قیمت خیلی بالا به زندانیان می فروشند» آنچه میشنوید ناگفته های یک زندانی از جهنمی بنام اردوگاه بوشهر است. به گفته این زندانی، این بازداشتگاه در ۱۰ کیلومتری برازجان در روستای بنداروز واقع شده و به زندان بنداروز هم شناخته می شود. بخشی از ناگفته های یک زندانی از اردوگاه جهنمی بوشهر: ۲۲شهریور که بشه من سه سال از حکمم را در زندان گذرانده‌ام. اسمش اردوگاه بوشهر است. به من به اتهام مشارکت در حمل مواد مخدر ۶سال حکم دادند. معلوم نیست روی چه حساب و کتاب و کدام قانون این حکم را برای من بریدند؟ این قدر اینجا بی قانون است که انگار رفته بودم توی یک سوپری جلوی خودم ماشین حساب آورد و با ماشین حساب برام حساب کرد شد ۶ سال به همین سادگی! من باید برای سه سال دیگر در زندان باشم. در حالی که خانواده دارم. بچه من چه گناهی کرده؟ به قاضی گفتم اینقدر به من حبس نده بعد از ۶ سال که اگر آزاد شوم و بیرون بروم، قیمت یک پفک شده ۱۰تومان. من باید دزدی کنم؟ قاضی پاسخ داد: «به من مربوط نیست». این بازداشتگاه ۱۰ کیلومتری برازجان در روستای بنداروز، واقع شده که به زندان بنداروز هم معروف است. این اردوگاه در واقع یک تبعیدگاه برای متهمینی است که از آنها مواد مخدر می گیرند. ۸۰ درصد کارمندان زندان خودشان عوامل اصلی و منتقل کنندگان مواد به داخل زندان هستند. زندانیان همه معتاد هستند. مأمورین زندان زیر نظر رئیس زندان، مواد مخدر را با قیمت خیلی بالا به زندانیان می فروشند. من خودم شاهد بودم زندانی به همسرش زنگ زد گفت از هر جا شده برایم پول جور کن بیاور. بعنوان درمان اعتیاد در این تبعیدگاه، به هر زندانی متادون می دهند که البته این از هر موادی بدتره و کبد را نابود می کند. شایان ذکر است بدنبال افشای فیلمهای زندان اوین، عوامل قضاییه و زندانها همچنان بدنبال رفع و رجوع این افتضاح هستند. در آخرین مورد روز یکشنبه ۱۴شهریور ماه محمدمهدی حاج‌محمدی، رئیس سازمان زندان‌ها در حاشیه دیدار خود از زندان مرکزی گنبد کاووس اعلام کرده است، برخی زندانیان آسایش یک شهر را برهم زده‌اند و برخی از آنها را خانواده‌هایشان نیز نگهداری نمی‌کنند و زندانبانان «گاهی مهربانتر از پدر و مادر» آنها هستند! این درحالیست که همگان بخوبی می دانند آنچه در فیلم دوربینها دیده شده ذره ای از دریای جنایاتی که در زندانها صورت میگیرد نیست. بدنبال انتشار فیلم دوربینهای امنیتی زندان اوین، شاهدان عینی در فضای مجازی به افشای جنایات و شکنجه در زندانهای ایران پرداختند. بسیاری از کاربران با طرح این موضوع که خود قربانی و شاهد مستقیم شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی بوده اند، همگی بر روی این نکته انگشت گذاشتند که آنچه افشا شده، قطره ای از دریای جنایات صورت گرفته در ۴۳سال گذشته در زندانها می‌باشد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.