
پادکست :به شوق زندگی آواز میخواندند و تا پایان بهراه روشن خود با وفا ماندند
۶ مهر ۱۴۰۰ · 5 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به شوق زندگی آواز میخواندند و تا پایان بهراه روشن خود با وفا ماندند” کانال ایران آزادی شکر محمدزاده، از ستارگان تابناکی است که جانش را فدای راه ایران کرده است . بهگواه یاران و همزنجیرانش، مقاومت او دربرابر جلادان و در زیر وحشیانهترین شکنجهها الهامبخش یاران و همزنجیرانش بود. همچنان که روحیه سرشار و صلابت و پایداری او در تمامی شرایط، احترام تمامی زندانیان را نسبت بهاو جلب کرده بود. ویژگی برجسته دیگرش صمیمیت و فداکاریش بود. او که اساساً بهخاطر نجات کسانیکه درجریان تظاهرات ۳۰خرداد سال۶۰ در بیمارستانها در خطر دستگیری بودند، شناسایی و دستگیر شده بود، همین روحیه فداکاری را در شرایط بسیار سخت زندان هم داشت و با اینکه وضع جسمیاش از بسیاری دیگر وخیمتر بود، اغلب بهفکر کمک بهسایرین بود. شکر بههنگام شهادت ۳۲ سال داشت و همکاریش را با مجاهدین از اولین هفتههای بعد از سرنگونی رژیم شاه آغاز کرده بود. او لیسانس پرستاری داشت و در بین کارکنان بیمارستان سینای تهران از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار بود. در سالشکر را بهخاطر حمایت آشکارش از مجاهدین و فعالیت بهنفع سازمان از بیمارستان اخراج کردند، اما براثر اعتراضهای گسترده کارکنان بیمارستان و فشاری که آنها در حمایت از او بهکارگزاران رژیم وارد کردند، شکر بار دیگر بهسرکارش بازگشت و اینبار با عزمی جزمتر بهراهی که قلبش همواره برای آن میتپید، ادامه داد. در تظاهرات عظیم ۳۰خرداد سال۱۳۶۰ او با تمامقوا و امکاناتی که در دسترس داشت، بهنجات خواهران و برادران مجروحش شتافت. در شرایطی که بهدستور لاجوردی و گیلانی، مجروحان را از روی تخت بیمارستانها بهاوین میبردند و بهجوخه اعدام میسپردند، شکر بهنجات همرزمانش همت گماشت و توانست بسیاری از آنها را از دسترس پاسداران دور کند. پاسداران جنایتکار رژیم که بهشدت از اقدامهای شکر خشمگین شده بودند، در روز اولتیرماه او را دستگیر و بهزندان اوین منتقل نمودند. دژخیمان خمینی که از جسارت و شهامت او در کمک به مردم بهخشم آمده بودند، انواع شکنجهها را در مورد او اعمال کردند، اما شکر تلاشهایشان را بهشکست کشاند و بازجوها و شکنجهگران خمینی را خوار و سرافکنده کرد. در یکی از محاکمههای چنددقیقهییکه آخوند محمدی گیلانی و لاجوردی جنایتکار در اوین بهراه میانداختند، شکر محمدزاده را بهجرم انجام وظایف شغلیش، یعنی کمک بهمداوای مجروحان در بیمارستان، بهسال زندان محکوم کردند. . دشمن میخواست هرطور شده مقاومت او را درهم بشکند در زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داد بارها در زیر شکنجه دچار خونریزی داخلی شد و در آستانه شهادت قرار گرفت.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
