
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در این پادکست داستانی عجیب و عبرتآموز را میشنوید؛روایت مردی بخیل که اهل صدقه نبود، اما همسرش با نیتی پاک و قلبی مهربان کاری انجام داد که سرنوشت او را تغییر داد.پیرزنی فقیر برای کمک به درِ خانه آنها آمد. مرد حاضر نشد پولی بدهد، اما همسرش بهجای رد کردن او، پارچهای به او بخشید؛ کاری که شاید ساده به نظر میرسید، اما در پیشگاه خدا گم نشد.آن شب، مرد خوابی دید خود را در صحرای محشر دید، در گرمایی طاقتفرسا، و ناگهان همان پارچهای که همسرش به فقیر داده بود، به سایه و پناهی برای او تبدیل شد.این داستان، یادآور حقیقتی بزرگ است:هیچ کار خیری هرچند اگر کوچک باشد بیپاداش نمیماند و گاهی نیت پاک یک انسان، نهتنها خودش، بلکه اطرافیانش را نیز نجات میدهد. |گویندگی: استاد عبداللطیف محمدی |تهیه، تدوین و نشر: نشیدهای محمدی | اگر این روایت برایتان تأملبرانگیز بود:ویدیو را لایک کنیدکانال را دنبال کنیدو با دیگران به اشتراک بگذاریدشاید این قصه، دل دیگری را هم بیدار کند پیش از آنکه دیر شود.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
