
روزی که دختر حاتمالاصم گریه کرد - فداکاری دختر برای آرزوی حج پدر | پایانش اشکت را جاری می کند
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ · 8 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داستانی از ایمان، فداکاری و توکل بر اللهمردی سالها آرزوی رفتن به حج و زیارت خانه خدا را داشت، اما به دلیل نداشتن پول، این آرزو برایش دستنیافتنی به نظر میرسید.تا اینکه دخترش برای خوشحال کردن پدر و برآورده شدن آرزوی او، از دارایی و چیزهای ارزشمند خودش گذشت و همه را فروخت تا هزینه سفر پدرش به حج فراهم شود.اما این داستان فقط درباره حج نیست؛ داستانی است درباره محبت فرزند به پدر، فداکاری، یقین به الله و توکل بر پروردگار؛ داستانی که نشان میدهد گاهی یک فداکاری کوچک، میتواند معنایی بسیار بزرگ داشته باشد. | گوینده: استاد عبداللطیف محمدی| تهیه، تدوین و نشر: نشیدهای محمدیاین داستان زیبا را تا پایان بشنوید و با ما همراه باشید.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
