

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ هر کجا بیندم از دور کند چهره پُرچین و جبین پر آژَنگ با نگاه غضب آلود زند بر دل نازک من تیر خَدَنگ از در خانه مرا طرد کند همچو سنگ از دهن قلماسنگ مادر سنگ دلت تا زندهست شهد در کام من و تو شود شَرَنگ نشوم یکدل و یکرنگ تو را تا نسازی دل او از خون رنگ گر تو خواهی به وصالم برسی باید این ساعت و بیخوف و دِرَنگ روی و سینه تنگش بدری دل برون آری از آن سینه تنگ عاشق بیخرد ناهنجار نه بل آن فاسق بیعصمت و ننگ حرمت مادری از یاد ببرد مست از باده و دیوانه ز بنگ رفت و مادر را افکند به خاک سینه بدرید و دل آورد به چنگ قصد سر منزل معشوق نمود دل مادر به کفش چون نارنگ از قضا خورد دم در به زمین و اندکی رنده شد او را آرنگ وان دل گرم که جان داشت هنوز افتاد از کف آن بیفرهنگ از زمین باز چو برخاست نمود پی برداشتن دل این آهنگ دید کز آن دل آغشته به خون آید آهسته برون این آهنگ: آه دست پسرم یافت خراش آه پای پسرم خورد به سنگ ایرج میرزا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





