پادگرد
کاور نصرت رحمانی | شیرین
نصرت رحمانی | با صدای خودش

نصرت رحمانی | شیرین

۳۱ خرداد ۱۴۰۵ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: شیرین ▨ شاعر: نصرت رحمانی ▨ با صدای: نصرت رحمانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ شیرین! سوگلیِ عشق بالا بلند گیسو کمند از لابلای جنگلِ مژگانم از ماورای منشورهای سرشکم رنگین‌کمانِ پیکر عریانت تطهیر می‌کند امواجِ چشمه را !شیرین جامِ شرابِ پیر ای طاقه‌ی حریر این چشمه‌سار، راهی دراز بریده از شیب تا نشیب پریده تا مرمرِ بدنت را در بازوان تشنه کشیده قلبش با قلب تیشه‌ی فرهاد بی‌شکیب تپیده بنگر به چشمه‌سار فریادِ آتش است خون‌خورده‌تیشه‌ای با صخره‌های سخت به حال نیایش است زیبایی‌ات مدام به حدّ ستایش است از قطره تا حباب از برکه تا سراب خواهانِ خواهش است چون بیستون که زیرِ تیشه‌ی فرهاد در کارِ کاهش است شیرین! قفلِ طلایی ای بازتابِ رهایی جامِ چهل‌کلید بخت‌گشایی زیبایی‌ات در تابِ نظم نظامی نیست در اعتبارِ حرمتِ زیبایی‌ات کلامی نیست سرخِ لبت، آویزبندِ هیچ پیامی نیست شیرین! ای لای‌لایِ باد آوازهای تیشه‌ی فرهاد راه گریز نیست جای ستیز نیست مشکن مرا هشدار... هان! پرویزِ تاجدار تیرش گذشت از چله‌ی کمان اما صدای شیهه‌ی شبدیز رعد است و برق بر تار و پود خرمنِ رویایم ای نازنین‌ترین در کارِ مرگ نیز شکیبای‌ام ای وایِ من ای وای وای به شب‌هایم شیرین عشق است و زخم زخم است و خون خونابه و جنون دیگر نه کوه مانده، نه اندوه دیگر نه عشق مانده و نه مرگ، پر شکوه دیگر نه بیستونی و نه لذّتِ ستوه وقتی دلی نمانده برای عشق با من بگوی بر فرقِ خود بکوب گلتاج و تیشه را اینک منم فرهاد کوهکن فوّاره‌ای بلند و رنگین‌کمانِ نور {خون} ▨ نصرت رحمانی ــــــــــــــــ پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.