

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: لیلی (من آبروی عشقم) ▨ شاعر: نصرت رحمانی ▨ با صدای: نصرت رحمانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــ لیلی! چشمت خراج سلطنت شب را از شاعران شرق طلب میکند من آبروی حرمت عشقم هشدار تا به خاک نریزی من آبروی عشقم لیلی! پر کن پیاله را آرامتر بخوان آواز فاصلههای نگاه را در کوچههای فرصت و میعاد! بگشای بند موی، بیفشان شب را میان شب با من بدار حوصله، اما نه با عتاب! گفتی: گل در میان دستت میپژمرد گفتم که: خواب در چشمهای مان به شهادت رسیده است گفتی که: خوب ترینی آری، خوبم شعرترم تاج سه ترک عرفانم درویشم خاکم آیینهدار رابطهام بنشین بنشین کنار حادثه بنشین یاد مرا به حافظه بسپار اما…، نام مرا بر لب مبند که مسموم میشوی من داغ دیدهام لیلی! از جای پای تو بر آستانهی درگاه بوی فرار میآید آتش مزن به سینهی بستر با عطر پیکر برهنهی سبزت بنشین بانوی بانوان شب و شعر خانم لیلی کلید صبح در پلکهای توست دست مرا بگیر از چارراه خواب گذر کن بگذار و بگذریم زین خیل خفتگان! دست مرا بگیر تا بسرایم در دستهای من بال کبوتریست لیلی من آبروی عاشقان جهانم هشدار تا به خاک نریزی من پاسدار حرمت دردم چشمت خراج میطلبد آنک خراج لیلی وقتی که پاک میکنی خط چشمت را دیوارهای این شب سنگین را در هم شکسته وای … که بیداد میکنی وقتی که پاک میکنی خط چشمت را در باغهای سبز تنت شب را آزاد میکنی لیلی! بی مرز باش دیوار را ویران کن خط را به حال Hosted on SHENOTO
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





