

نمایش صوتی هزار افسان - براساس داستان های هزار و یكشب -28
۱۷ اسفند ۱۴۰۰ · 21 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در زمان های دور ، دو شاهزاده به نامهای شهریار و شاه زمان ، مورد خیانت زنان خود قرار میگیرند و این سر آغازی می شود برای شروع قصه هزار و یک شب. «هزار و یک شب» داستان دو شاهزاده برادر، به نامهای شهریار و شاه زمان است، . شاه زمان که شاهد خیانت همسرش بود ترک پادشاهی کرده و راهی دیار برادر میشود اما در آنجا نیز متوجه خیانت همسر برتدرش می شود. شاه زمان ناامید شهریار را از ماجرا آگاه می کنند. شهریار به همراه شاه زمان سر به بیابان می گذارد و به انتقام خیانت همسرش هر شب دختری را به نکاح در میآورد و بامداد دستور قتلش را میداد. تا اینکه وزیرش دیگر نمی تواند دختری را برای همسری شهریار بیابد. شهرزاد که پدر خود یعنی وزیر شهریار را مستاصل می بیند از او می خواهد تا او را به عقد شهریار دربیاورد چرا که راه چاره ی نجات خود و سایر دختران و همینطور شهریار را می داند در آن می بیند و و پدرش چنین می کند. شهرزاد در شب اول بعد از اینکه به عقد شهریار در آمد با گفتن قصه ی دیو و بازرگان و نا تمام گذاردن آن ، شهریار را مشتاق شنیدن نگاه می دارد و اینگونه از مرگ می رهد و هر شب تا سحر گاه این کار را انجام می دهد. در این جلد شهرزاد با گفتن حکایتی بلند یک شب دیگر توانست از مرگ نجات یابد ، داستان "ملک نعمان و فرزندان او شرکان ، ضوءالمکان و نزهت الزمان" ، حکایتی است که شهرزاد برای شهریار تعریف می کند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





