پادگرد
کاور نیما یوشیج | در بسته‌ام
نیما یوشیج

نیما یوشیج | در بسته‌ام

۳ بهمن ۱۴۰۳ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: در بسته‌ام ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ دربسته‌ام، شب است. بامن، شبِ من، تاریک هم‌چو گور، با آن‌که دور از او نه چنانم، او از من است دور. خاموش می‌گذارم من با شبی چنین هر لحظه‌ای چراغ. می‌کاهمش ز روغن، می‌سایمش ز تن، .تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ. تا از قطارِ رفتهٔ تاریکِ لحظه‌ها، روشن به دست آیدم آن لحظه کاندران چون بوی در دماغ گل او جای برده است، تن می‌فشارم از در و دیوار و تنگنای خانه تن از من فشرده است. نجوای محرمانه می‌آغازد تاریک خانهٔ من با من. دارد به گوش حرف مرا،او دارم به گوش حرف ورا، من. و هر جدار خاموش، زین حرف کاو چه وقت می‌آید دارد به ما نگران گوش. و شب، عبوس و سرد، بر ما، به کار می‌نگرد. یک دل‌فریب، با قدمش لنگ، در سایهٔ گسسته‌جداری،. پنهان به راه می‌گذرد. وسنگ‌ها به «کاسِم» بسته تن‌کبود سَر بَر سریر خاک نشانده، چشمی شده‌اند، می‌نگرندش لنگ ایستاده در ره مانده. و من به هر نشانی باریک آن‌گاه مانده با شب، آری خو بسته‌ام به خانهٔ تاریک. .چون آتشی به خرمن خاکستر سیاه خاموش می‌گذارم هر لحظه‌ای چراغ. می‌کاهمش ز روغن می‌سایمش به تن تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ. ▨ نیما یوشیج تیر ماه ۱۳۲۹

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.