

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قسمت هفتم در این قسمت از مواجه ام با هنگامه می شنوید. زن زندانی که نه نیکا را می شناخت نه می دانست ترانه "برای " چیست. از ریحانه پزشک نخبه ای می شنوید که به خاطر برداشتن روسری اش در یک قهوه خانه به اوین افتاده بود. از این می شنوید که چگونه وقتی سرم را زیر پتو کردم و از غزل پرسیدم مردم در بیرون چه می کنند؟ هنوز ما را یادشان هست یا همه چیز تمام شده ؟ غزل چه واکنشی نشان داد . برایم از مراسم چهلم مهسا و نیکا و حدیث گفت از مادرستار بهشتی از پسر موبلند و باشکوه اراک که چقدر مظلومانه کشتند. از دخترک کوچکی که خاک گور مادرش را چنگ زده است و مردم به آن خاک سوگند خورده اند که ساکت نمی نشینند. از رنج های مضاعفی می شنوید که شاید تا به حال نشنیده اید. و نور امیدی که در انتهای تاریکی تابیدن می گرفت.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





