

مصاحبه با ضیا موحد | شاعری در مرز شک و یقین
۳ تیر ۱۴۰۵ · 1 ساعت و 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
❚ گفتوگوی احمد غلامی با ضیا موحد ❚ زمان و مکان: سال ۱۴۰۴ در تهران، دفتر روزنامهی شرق، نسخهی تصویری را میتوانید در یوتیوب روزنامه شرق ببینید. ─────♬ ───── ضیاء موحد، شاعری فلسفهخوانده است و از اینرو شعرهایش بنمایههای فلسفی دارد. او شاعر فیلسوفی است که شعرهایش سرشار از شک است، شکی که از جهانبینی شاعر نشئت میگیرد. موحد در جوانی چنان به تسخیر شک درمیآید که حتی به هستی به معنای جهان خارج از خود شک میکند. این شک و تردید در میانسالی و پختگی بهشکل بینش فلسفی به شعرهایش راه مییابد. ضیاء موحد در میان دو نسل از نویسندگان و شاعران نامآشنای ایران بالیده است؛ از یک طرف ابوالحسن نجفی و احمد شاملو، بعد محمد حقوقی و هوشنگ گلشیری و از طرف دیگر رضا فرخفال و جوانترها. شعرهای موحد انعکاس روح زمانه خودش است؛ شعرهایی که پیش از انقلاب سروده حالوهوای یأسآلود و انتزاعی دارند و شعرهای دهه هفتاد او عاشقانههایی بدون معشوقاند، و شعرهای دهه هفتاد به بعد اوج و فرود میان بیم و امید است. آنچه موحد بر آن تأکید مستمر دارد، شک است که باور دارد همراه خستگیناپذیرش در تمام عمر بوده است. میگوید اگر قرار باشد دوباره شعری بگوید، باز هم از تردید خواهد گفت، چراکه زندگی ما هنوز بیش از گذشته روز به روز است و در پس هر روز حادثهای کمین کرده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
