پادگرد
کاور Je Me Souviens
MRD

Je Me Souviens

۲۴ تیر ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شعر و موسیقی فرانسه —|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|— Des fleurs de lys blanches sous un ciel bleu de cristal Des balades sous une neige en forme d’étoile Des érables aux couleurs d’une passion fatale Je n’oublie rien de rien, Je me souviens Les odeurs d’une forêt qu’un beau lac dévoile Les reflets d’un grand feu sur nos visages pâles Une lumière intense par des nuits boréales Je n’oublie rien de rien, Je me souviens J’aime tes poèmes, ton coeur, ta liberté Tu es la seule terre où Mon âme s’est posée Un accent don’t personne ne connaît les secrets Un français qui s’élance dans des mots oubliés Une manière inimitable de chanter Je n’oublie rien de rien, Je me souviens J’aime tes blasphèmes, ta foi, ta dignité Tu es comme une île Que l’on ne peut pas quitter J’aime tes poèmes, ton coeur, ta liberté Tu es comme une île Que l’on ne veut pas quitter Des paysages qui mélangent au plus que parfait Des dessins que la nature ne refait jamais L’impression d’être entrée au jardin de la paix Je n’oublie rien de rien Et je reviens من به یاد دارم زنبق‌های سپید زیر آسمان زلال آبی‌ زیر برفهای ستاره گون میخرامند درختان افرا غرق در رنگهای عاشقانه و مرگبارند من چیزی را فراموش نکره ام من به یاد دارم... بوی جنگل مثل یک دریاچه شفاف و بی‌ پرده انعکاس شعله‌ای افروخته روی چهره‌های مهتابی ما نور درخشنده‌ای از شفق‌های قطبی در میان شب ها من چیزی را فراموش نکرده ام من به یاد دارم... من عاشق شعرهایت، قلبت و آزادگیت هستم تو تنها قالبی هستی‌ که قلبم در آن آرامش می‌‌گیرد ! طنینی که اسرارش همچنان ناشناخته باقی‌ می‌‌ماند گفتاری که در میان واژه‌های فراموش شده کند و کاو می‌کند آوایی که همتایی ندارد من چیزی را فراموش نکرده ام من به یاد دارم... من عاشق شاخ و شونه هایت، باورهایت و شرفت هستم تو مثل جزیره‌‌ای هستی‌ که کسی‌ را از آن نیست فرار و گریز مناظری مملو از تصاویر زیبا و دل‌ انگیز که دست طبیعت هرگز دوباره ترسیم نخواهد کرد حس بودن در باغ آرامش و دوستی‌ من چیزی را فراموش نکرده ام و من باز خواهم گشت !

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.