

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شبِ چله به عطرِ سبزی پلو با ماهیایِ عزیزجون بود! حالا هرچقدم که بهش میگفتی عزیز سبزی پلو با ماهی غذایِ شب عیده ها! با اون چالِ چروکِ لُپاش میخندید که بچم عباس عاشق سبزی پلو ماهیه. هروقت که اون بیاد این خونه برامن عیده! شب چله به انار ترک خوردههایِ گوشه حیاط بود که آقاجون گلشونو بچینه و بگیره سمتمون و بگه ایشالا غماتون مثل همین انارا ترک ترک شه. که دلتون سرخ باشه و شیرین! شب چله به فال حافظایِ عمو عباس بود. که عزیز بگه من سوادم به این چیزا قد نمیده دورت بگردم، بگو انقدری زنده میمونم که سال دیگه همین جمعو با چشام ببینم؟ شب چله به صدا خنده هامون بود که از شب رد میشد و درسته همه جا سیاه بود، ولی دلامون قدِ شیش تا خورشید پرنور، توو سیاهی برق میزد. شب چله! تا قبل اینکه ببینمت، تویِ همون خونه مُرده بود. از همون موقع که آقاجون رفت و دیگه کسی دلش نرفت به پشتیش تکیه بزنه. از همون موقع که خونه عزیز عطرشو داشت، اما خودشو نه. ولی تو بلد بودی اندازهی هزار تا صبح بخندی! که وقتی خندیدی، من یادم رفت درخت انارِ گوشه باغچه عزیز خیلی وقته خُشکیده. خنده هات رنگِ انار ترک خورده های شبِ چله بودن. وقتی خندیدی، انگار آقاجون اون گوشه نشسته بود و میگفت غم نبینه دلت! وقتی خندیدی، میخواستم چشمامو ببندم و بگم دورت بگردم، چن تا یلدا دیگه خنده هاتو میبینم؟ وقتی خندیدی، حافظو باز کردم و بینِ خودمون بمونه... نیت کردم تا ابد زمستون باشه! #نازنین_هاتفی . موزیک های بی کلام داخل کانال بارگذاری میشه خوشحال میشم عضو شید اونجا هم کنار هم باشیم♥️😊 https://t.me/hnalii https://www.instagram.com/alihaghani.nb
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





