پادگرد
کاور آهنگ شماره هفتاد و چهارم
موسیقی سنتی و فولکلوریک ایران

آهنگ شماره هفتاد و چهارم

۵ خرداد ۱۴۰۰ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

Abbas Kamandi-kezhe kurd (Keji La De) کیژی لادی کیژی لا دی هام به تاسه ی په لکه ره ش سه ر شانه که ت هام به تا سه ی ده م بیانی بوی ته نووری نانه که ت هام به تاسه ی بونی میخه ک ، توی توره نجی شاله که ت ره نگی سوخمه و سینه پوش و بازنه و خر خاله کت دل ته نگیم بو لیوی ئال و دوو دیه شه ر مینه که ت بو ده م ئیوارانی حه وش و سوزی مه ر دوشینه که ت جار به جاری دیته بیرم ژینی رابردووم له دی سیبه ری دار و ته لان و خه یز ه لانی ده وری ری خور خوری فرمیسکی حه سره ت جا له چاوم دیته خوار بو خوم و بو به ختی سه ر گه ردانم ئه گریم زاری زار وه خته کویراییم ده ری هاکه دلم بی به کواو هینده تینوی ئاوی کیوم پر به تاسه ی کانی ئاو کیژی لادی سه خته دووریت ، تاله ره نجی روزگار نا حه زه دووری ولات و ناخوشه ژینم له شار سه رده میکه دوور له بالات وا له شارانا ئه ژیم ژین ؟ چ ژینی ؟ چاوه کانم گیروده ی ئاخر شه ریم دختر روستایی دختر روستایی دلم هوای موهای بافته سر شانه ات را کرده دلم هوای صبح ها بوی تنور نانت را کرده دلم هوای بوی میخک ،پیچیده در ترنج شالت را کرده رنگ (لباسها و زیور الات) دلم تنگه برای لبهای زیبا و دو چشم شرمسارت برای عصر ها در حیاط و سوز بز دوشیدنت گه گداری به یاد میارم زندگی گذشته ام در روستا سایه درختان و پرچینهای دور راه بعد شر شر اشک از چشمهام جاری میشه برای خودم و برای بخت سرگردانم گریه میکنم زار و زار داره چشمام در میاد الانه که دلم کباب شه خیلی تشنه اب کوه هستم پر از دلتنگی برای اب چشمه دختر روستا دوریت خیلی سخته ، رنج روزگار هم تلخ دوست ندارم دووری از وطن رو و زندگیم در شهر خوش نیست سرماییست از دوری قد و بالای تو که در شهر زندگی میکنم زندگی ؟ چه زندگیی ؟ چشمهایم عاقبت به شریم رو میبینه عباس کمندی (زاده ۱۳۳۱ خورشیدی در سنندج - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۳ در سنندج ) خواننده ، آهنگساز ، شاعر ، نویسنده ، نقاش و کارگردان ، کُرد اهل ایران بود عباس کمندی، زاده شهر سنندج محله جوراباد. پدر و عمویش هم خوش صدا بودند و می‌خواندند. پدرش شمشال هم می‌نواخت. فعالیت هنری را به صورت حرفه‌ای از هیجده سالگی آغاز کرد و داستان منظومی که به زبان کردی به نام "شه‌و بوو و حه‌مه شوان" (شب بو و محمد چوپان) نوشته بود در آزمون استخدام نویسنده برای رادیو سنندج رتبه نخست را به دست آورد. این داستان از رادیو سنندج دو بار پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت و بعدها عباس کمندی دوباره آن را بازنویسی و پخش کرد. دو سال پس از استخدامش در رادیو، تلویزیون سنندج هم به راه افتاد و عباس کمندی کار نویسندگی برای نمایش‌ها و فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی را آغاز کرد. بسیار هم پرکار بود و از جمله کارهای جالب توجهش، دوبله سریال لورل و هاردی به زبان کردی بود که خودش به جای چهار شخصیت در این سریال صحبت کرد. در سال ۱۳۵۰ پس از شرکت در یک شب شعر با حضور جمعی از بزرگان ادبیات ایران از جمله رحیم معینی کرمانشاهی که با ارائه تنظیم شعر حافظ مسئولیت ترانه سرایی خانه فرهنگ و هنر به عهده وی گذاشته شد. تا سال ۱۳۵۶ نود و پنج درصد ترانه‌هایی که در رادیو سنندج ضبط می‌شد از خانه فرهنگ و هنر ارائه می‌گردید. در همان نخستین سال‌های کار در رادیو سنندج، به صورت اتفاقی با حسن کامکار آشنا شد و نخستین تجربه خود را در عالم موسیقی با سرودن شعری برای ترانه‌ای که حسن کامکار به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران ساخت آغاز کرد. پس از آن همکاری عباس کمندی و حسن کامکار تا وقوع انقلاب به همین شیوه ادامه یافت و یکی دو سال بعد عباس کمندی خوانندگی را هم به صورت حرفه‌ای شروع کرد و تا زمان انقلاب حدود سی ترانه با صدای عباس کمندی از رادیو و تلویزیون پخش شد. بیشتر ترانه‌هایی را که می‌خواند خودش از نغمه‌های محلی کردی انتخاب می‌کرد و به جای اشعار عامیانه این ترانه‌ها، سروده‌های شاعران کرد را می‌گذاشت. پس از انقلاب، عباس کمندی فعالیت موسیقایی را با فرزندان حسن کامکار ( گروه کامکارها ) ادامه داد که بعدها پرآوازه‌ترین گروه موسیقی کردی در ایران شدند. نخستین حاصل این همکاری آلبوم اورامان بود که در سال ۱۳۶۰ شرکت سروش (وابسته به صدا و سیما) منتشر کرد. به گفته عباس کمندی، ترانه‌های آلبوم اورامان به صورت فی‌البداهه با برادران کامکار اجرا و ضبط شده بود. عباس کمندی و کامکارها سپس آلبوم "پرشنگ" و بعد از آن، آلبوم "گلاویژ" را بیرون دادند که تاکنون جزو پرطرفداران مجموعه ترانه‌های محلی کردی است. جدایی‌اش از کامکارها، عملاً جدایی‌اش از موسیقی شد و پس از آن بیشتر بر حرفه اصلی خود یعنی نویسندگی برای رادیو و تلویزیون متمرکز شد و تا سال ۱۳۸۴ که بازنشسته شد تعداد زیادی سریال و نمایشنامه تلویزیونی نوشت و ساخت که برخی از آن‌ها از شبکه سراسری تلویزیون ایران هم پخش شد. در کنار این فعالیت ها، داستان‌های محلی و آثار شاعران و سرگذشت نام آوران کرد را گردآوری و تدوین می‌کرد و به چاپ می‌سپرد آلبوم‌ها هورامان - با همکاری گروه کامکارها پرشنگ - با همکاری گروه کامکارها گلاویژ - با همکاری گروه کامکارها کیژی کورد - آهنگساز محمدجلیل عندلیبی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.