

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
Iraj Bastami - Gol Pooneha ایرج (حشمت اللٰه) بسطامی (۱ آذر ۱۳۳۶ بم – ۵ دی ۱۳۸۲ بم)، خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود که اولین اثرش را با آهنگسازی پرویز مشکاتیان عرضه کرد. تصنیف گلپونهها معروفترین اثر ایرج بسطامی با آهنگی از حسین پرنیا و شعری از هما میر افشار است که پس از مرگ وی، آوازهٔ ملی یافت. از دیگر آثار معروف او میتوان به تصنیف «وطن من» با آهنگی از پرویز مشکاتیان و شعری از ملکالشعرا بهار اشاره کرد که از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد. ایرج بسطامی در ۵ دی ۱۳۸۲ در زمینلرزهٔ بم و در ۴۶ سالگی درگذشت. ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم در خانوادهای هنرمند متولد شد. هر یک از اعضای خانواده او، از جد پدری گرفته تا پدربزرگ و پدر در زمینه آواز خواندن و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند. تولد و رشد ایرج در چنین خانوادهای و استعداد ذاتیاش موجب شد که او از پنج سالگی به آواز خواندن علاقه نشان دهد. این علاقه و پیگیری موجب شد که پدر بزرگ به استعداد وی در زمینهٔ آواز پی برده و به دیگران تأکید کند که «او در آینده خواننده بزرگی خواهد شد». از این رو، پدر ایرج، فرزندش را در مسیر یادگیری موسیقی و آواز قرار داد و اینگونه، پدرش نخستین معلم آواز او در خانه شد. ایرج در این سالها ردیفهای آوازی در مکتب تهران به سبک استاد عبدالله خان دوامی را نزد عمویش یدالله بسطامی فرا گرفت و در ادامه، در ۲۲ سالگی به جرگه شاگردان محمدرضا شجریان پیوست. ایرج بسطامی در نوجوانی مجذوب عمویش یداله بسطامی، که مردی مهربان و از نوازندگان چیرهدست بم و معلم موسیقی بود، شد. در همین زمان گروهی با همکاری برادران بسطامی (ایرج، عباس و محمدعلی) و محمدجواد خداوردی (شوهر خواهر ایرج) و نادعلی بنیاسدی و با سرپرستی یداله بسطامی تشکیل شد که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر برنامه داشتند پس از آن ایرج با کمک حسین سالاری (از نوازندگان نامدار کرمانی) به کلاس آواز محمدرضا شجریان راه پیدا کرد و به فراگیری آواز و ردیفهای آوازی پرداخت. در آن زمان او علیرغم مشکلات راه و مسافت زیاد، هفتهای یک بار به عشق فراگیری آواز از بم به تهران میآمد. وی پس از چندی اتاقی در محله پامنار تهران اجاره کرد. به دلیل انقلاب، تمرین آواز برای او دشوار شدهبود، اما تا جایی که میتوانست به تمرین ادامه میداد. بسطامی مدتها بعد در منزل محمدرضا شجریان با پرویز مشکاتیان (آهنگساز و نوازندهٔ سنتور ) آشنا شد که این آشنایی به همکاری بسطامی و گروه عارف انجامید. پرویز مشکاتیان دربارهٔ آشنایی خود با ایرج بسطامی گفتهاست: اولین بار ایرج بسطامی را در خانه محمدرضا شجریان دیدم. در آن زمان ما در گروه چاووش بودیم و به خاطر شرایط اجتماعی آن زمان به خوانندههایی با صداهای متفاوت نیاز داشتیم. من پشت در کلاس آواز استاد شجریان نشسته بودم تا هنرجوها مرا نبینند. آن جا بود که از صدای بسطامی خیلی خوشم آمد. وی صدای خوبی داشت و مثل همه آدمهای کویرنشین، مهربان و خوب بود. بعد از کلاس مدتی با او صحبت کردم تا با نظراتش دربارهٔ هنر و آواز و انگیزه خواندش آشنا شوم؛ ولی آن قدر ساده یافتمش که مصمم شدم تا با او یک سالی در مورد قضایای پیرامونی سوای موسیقی به گپ و گفتگو بنشینم. ایرج بسطامی پس از ۷ سال، کلاس شجریان را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت و کمکم نخستین آلبومهای خود را با او منتشر کرد. آلبومهای افشاری مرکب ، مژده بهار ، افق مهر و وطن من در همین دوره عرضه شدند. [۵] افشاری مرکب نخستین اثر ایرج بسطامی بود که در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. بدین ترتیب محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان ، بسطامی را به جامعه معرفی کردند و اینگونه فعالیت حرفهای ایرج بسطامی به صورت رسمی آغاز شد. وی در سن ۱۷ سالگی که آشنایی عمیقتری با دستگاههای ایرانی پیدا کرد در آزمون باربد شرکت کرد و مقام دوم را به دست آورد. در واقع پرویز مشکاتیان افشاری مرکب را ساخت و بسطامی در اوج آمادگی آن را اجرا کرد. قرار بود که این برنامه پنج شب در تالار رودکی اجرا شود اما با استقبال گسترده مردم، اجرا دو شب دیگر تمدید شد. بعد از آن نوار افشاری مرکب به بازار آمد. صدای بسطامی با استقبال مردم روبهرو شده بود. گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان و آواز بسطامی برای اجرای کنسرت به اروپا رفت. در آن زمان بسطامی ۳۳ سال داشت و این کنسرتها آغاز موفقیتهای بعدی او بهشمار میآمد. یکی دیگر از آثار ایرج بسطامی بوی نوروز و حاصل همکاری او با گروه دستان و آهنگسازی حمید متبسم ، و از کارهای به یاد ماندنی موسیقی ایران است. ایرج بسطامی با همکاری کیوان ساکت آلبومهای فسانه و بی کاروان کولی و با کورش متین، سکوت و با حسین پرنیا آلبومهای صوتی خانه بوی گل گرفت ، رقص آشفته و حال آشفته و آلبوم تصویری کنسرت بسطامی و گروه همایون (گلپونهها ۱) را عرضه کرد. آلبوم حال آشفته دو بخش دارد که بخش اول مربوط به کنسرت ایرج بسطامی و گروه همایون در تابستان ۱۳۷۸ در ارگ بم است، و بخش دوم با صدای رضا رضایی پایور پس از درگذشت بسطامی اجرا شدهاست. ایرج بسطامی در ۴۰ سالگی به اوج فعالیت خود رسید و در ۱۴ سال فعالیت، ۱۱ آلبوم موسیقی به یادگار گذاشت. اجراهای ایرج بیشتر با همراهی سنتور بود و در گامهای بلند هیچکس به مهارت وی نرسید، همچنین آوازهای دشتی و محای او نیز در کرمان و ایران دارای شهرت بسیاری است. به دلیل مشکلات زندگی، ایرج بسطامی از سالهای پایانی دهه ۷۰ دیگر جدی کار نمیکرد. با این همه پرویز مشکاتیان یادآور میشود که او یکی از پرتیراژترین آلبومهای موسیقی را عرضه کرد، آلبوم وطن من با شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شدهاست و چنین آغاز میشود: ای خطه ایران مهین ای وطن من. این قطعه (تصنیف وطن من) مربوط به آهنگی از پرویز مشکاتیان است که از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد. بیشتر آثار ایرج بسطامی (مانند بی کاروان کولی ، خزان و آرزو و بداهه خوانی و بداهه نوازی ) پس از مرگ او انتشار یافتند. او بیشتر پس از مرگش مشهور شد. بسطامی معمولاً اجازه نمیداد تصویرش روی آلبومهایش چاپ شود. برخی از آثار بسطامی که پس از مرگش انتشار یافتهاند مربوط به اجراهای خصوصی و ضبطهای خارج از استودیوی او هستند (مثل خزان و آرزو ) و طبق آنچه روی جلد آلبوم خزان و آرزو نوشته شدهاست، از کیفیت استاندارد برخوردار نیستند، هر چند پیش از انتشار پالایش و تصحیح شدهاند. ایرج بسطامی در اوج فعالیت هنری خود با مرگ یکی از برادرانش (نصرتالله بسطامی( روبهرو میشود و از این رو برای سرپرستی خانواده او به بم بازمیگردد. او علاقه زیادی به برادرش داشت. زمانی که برای یادگیری آواز به تهران رفته بود، برادر مخارج زندگیش را میپرداخت و این بار نوبت ایرج بود که به بازماندگان برادرش ادای دین کند. بسطامی، ازدواج نکرد و با اینکه در فقر به سر میبرد، سرپرستی خانوادهٔ برادرش (نصرتالله بسطامی) را بر عهده گرفت. او به دور از جنجال و هیاهو در شهرستان بم و استان کرمان ، به تدریس آواز به جوانان محروم و مستعد بم و سرپرستی خانواده برادرش پرداخت. وی که در اواخر عمر به زادگاهش بم بازگشته بود و در خانهٔ کاهگلی پدرش زندگی میکرد، در پنجم دی ۱۳۸۲ در پی زمینلرزه بم زیر آوار ماند. به این ترتیب، او و خانواده برادرش درگذشتند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





