
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گوگل رو تصور کنید در سال ۲۰۱۵؛ یک غول پولساز مطلق. ماشینی بیوقفه برای چاپ پول. شرکتی که دهها میلیارد دلار درآمد از جستجو و تبلیغات داشت و از بیرون، بینقص به نظر میرسید. اما اگر آن روزها یک کارت ورود میگرفتید و وارد راهروهای گوگل میشدید، با تصویر متفاوتی روبهرو بودید: یک کارگاه عظیم، درخشان، پر از نابغههای کنجکاو… و بهشدت بینظم. پروژههایی مثل Google Glass، اینترنت بالونی Loon یا Google+ میلیاردها دلار میبلعیدند، بدون اینکه مسیر تجاری روشنی داشته باشند. پول بود، ایده بود، استعداد بود؛ اما نظم نه. و اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد: چطور شرکتی که اصلاً مشکل پول نداشت، به این نتیجه رسید که بزرگترین مشکلش دقیقاً پوله؟ امروز، ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵، در سیزدهمین اپیزود مانیکست، میخوایم داستان تحول مالی گوگل رو کالبدشکافی کنیم. نقش نامهای بزرگی مثل سرگی برین، لری پیج، اریک اشمیت و ساندار پیچای سر جاشه؛ اما تمرکز این اپیزود جای دیگهست. میخوایم بفهمیم گوگل چطور با آوردن یک مدیر مالی کارکشته از والاستریت به نام روت پورات و با بازطراحی هوشمندانهای به اسم آلفابت، اون هرجومرج خلاقانه رو تبدیل کرد به یکی از منظمترین و قدرتمندترین ساختارهای مالی دنیای تکنولوژی. این داستان درباره حسابداری و عدد نیست؛ درباره زنیه که بیسروصدا، بدون شوآف، مثل یک خواهر بزرگترِ سختگیر، وارد جمع نابغههای پرشور گوگل شد و کاری کرد که این موتور خلاقیت، برای دههها سوخت داشته باشه.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
