پادگرد
کاور بیست هزار آرزو
مولانا موزیک

بیست هزار آرزو

۸ دی ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

غزل 207 مولانا ای که به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا وِی که به تلخی‌ِ فقر گنجِ روانی مرا آنچه نبرده‌ست وهم عقل ندیده‌ست و فهم از تو به جانم رسید قبله از آنی مرا از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟ نَغمَت آنکس که او مژده‌ی تو آورَد گرچه به خوابی بوَد به ز اَغانی مرا در رکعات نماز هست خیال تو شه! واجب و لازم چنانک سَبع مَثانی مرا در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست مهتری و سروری! سنگ‌دلانی مرا گر کرم لایزال عرضه کند مُلک‌ها پیش نهد جمله‌ای کنز نهانی مرا سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک گویم از این‌ها همه عشق فلانی مرا عمر ابد پیش من هست زمان وصال زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا عمر، اَوانی‌ست و وصل، شربت صافی در آن بی تو چه کار آیدم رنج اَوانی مرا ؟ بیست هزار آرزو، بود مرا پیش از این در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک گوید سلطان غیب: «لَستَ تَرانی» مرا گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات گرچه مجرد ز تن گشت عیانی مرا پیر شدم از غمش لیک چو تبریز را نام بری بازگشت جمله جوانی مرا شعر مولانا اجرا محسن چاوشی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.