

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
غزل 2219 مولانا من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت «آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو» گفتم «ای عشق! من از چیز دگر میترسم» گفت «آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو» من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو قمری جانصفتی در ره دل پیدا شد در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو گفتم «ای دل چه مهست این دل اشارت میکرد» که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو گفتم «این روی فرشتهست عجب یا بشر است؟» گفت «این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگو» گفتم «این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد» گفت «میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو» ای نشسته تو در این خانهٔ پر نقش و خیال خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو گفتم «ای دل پدری کن نه که این وصف خداست» گفت «این هست ولی جان پدر هیچ مگو» شعر مولانا اجرا علیرضا قربانی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




