پادگرد
کاور من مست و تو دیوانه
مولانا موزیک

من مست و تو دیوانه

۱۰ دی ۱۴۰۳ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

غزل 2309 مولانا من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را کی بَرَد خانه؟ من چند تو را گفتم، کم خور دو سه پیمانه؟ در شهر یکی کس را، هشیار نمی‌بینم هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ، تا لذّتِ جان بینی جان را چه خوشی باشد، بی صحبتِ جانانه؟ هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه تو وقفِ خراباتی، دَخلت مِی و خَرجت مِی زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه ای لولیِ بَربَط‌زن تو مست‌تری یا من؟ ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من افسانه از خانه برون رفتم، مستیم به پیش آمد در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه چون کشتیِ بی‌لنگر، کَژ می‌شد و مَژ می‌شد وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخر زد و گفت: ای جان! نیم‌ایم ز تُرکستان، نیم‌ایم ز فَرغانه نیم‌ایم ز آب و گِل، نیم‌ایم ز جان و دل نیم‌ایم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه گفتم که «رفیقی کن، با من که منم خویش‌ات» گفتا که «بِنَشْناسَم، من خویشْ ز بیگانه» من بی‌دل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟ در حلقهٔ لنگانی، می‌باید لنگیدن این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلْیانه سرمستِ چنان خوبی، کِی کم بُوَد از چوبی؟ برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه شمس‌ُالحقِ تبریزی! از خلق چه پرهیزی؟ اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه شعر مولانا اجرا علیرضا عصار

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.