

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
از پشت دیواری که درخت های «مورد» درست کرده بودن؛ دیدمش. یه پاشو به دیوار زده بود و داشت سیگار می کشید. بشکه ای که جلوی لاین به عنوان سطل زباله گذاشته بودن، از کمر دولا شده بود. انگار باز یکی از پسرهای همسایه سویچ ماشین باباش رو کش رفته بود و کوبیده بود بهش. تا حالا چند بار شهرداری مجبور شده بود بخاطر شیرینکاری جوجه خروسای عشق شوماخر، جلوی دوست دختراشون بشکه های مخصوص زباله رو عوض کنه. می دونستم «مهدی» سیگار می کشه ولی همیشه یه جای خلوت پیدا می کرد. اون شب اما بدون هیچ ترس و نگرانی با هر پک، نصف سیگار رو دود میکرد. آتیش سیگار توی تاریکی شب می لرزید. یه ماشین از پیچ خیابون رد شد. نور چراغش پردۀ سیاه رو از روی رامین کنار زد. خون از بین انگشتاش شره می کرد روی پیراهنش. صورتش منجمد شده بود. ترسناک بود! شبیه نارگیلا «سرندیپیتی».
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





