
علیرضا اصغرزاده: روشنفکران فارس و به چالش کشیدن تحمیل فارسی به دیگران
۷ آذر ۱۴۰۲ · 16 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به طور کلی، نژاد در رابطه با مشخصات فیزیولوژیکی انسانها تعریف می شود: مثلا رنگ پوست، رنگ موی سر، ویژگی های صورت، شکل و شمایل اندام و غیره. اما قومیت و یا اتنیسیتی، در رابطه با مشخصات فرهنگی انسانها تعریف میشود: مثلا زبان، مذهب، آداب و رسوم، سنن و غیره. نژادپرستی همان پدیده شومی است که از طریق تحقیر، انکار و یا بیحرمتی در رابطه با هر یک از اجزا تشکیل دهنده نژاد و قومیت حاصل میشود. در واقع در ادبیات آکادمیک معاصر، نژاد و قومیت به صورت فزایندهای به طور همزمان و به مثابه یک ترم به کار برده میشوند. برای مثال، زبان یکی از مشخصههای پررنگ و قدرتمند قومیت یا همان اتنیسیتی است. در عین حال، تحقیر و منع زبان انسانها یکی از شنیعترین و وحشیترین انواع نژادپرستی است. به عبارت دیگر، راسیسم میتواند محصول تحقیرها و تبعیضهای فیزیولوژیک مثل رنگ پوست باشد و نیز میتواند محصول تحقیرها و تبعیضهای قومیتی باشد، مثل زبان، آداب و رسوم و غیره. از مطالعات زبانشناسانهی فردیناند ساسور میدانیم که تعریفها در بستری “رابطه دارانه” شکل میگیرند و دارای موقعیتهای رابطه دارانه هستند. یعنی، هویتها در رابطه با همدیگر و یا دیگران تعریف میشوند: مثلا زن، هم به لحاظ لغوی، هم به لحاظ مفهومی و هویتی، در رابطه با مرد تعریف میشود؛ سیاه در رابطه با سفید تعریف میشود و غیره. همچنین میدانیم که لئوی اشتراوس مشاهدات زبانشناسانه ساسور در مورد کاتاگوریهای هویتی را به صورتی آکادمیک در مطالعات انسانشناسانه و جامعه شناختی خود به کار برد و “موقعیتهای رابطه دارانه” را در شکل گیری آداب و رسوم اجتماعی و نیز هویتهای جمعی و فردی تشریح نمود. یعنی، همان طوری که ساسور نشان داد که مثلا سیاه در رابطه با سفید و شب در رابطه با روز تعریف می شوند؛ لئوی اشتراوس نشان داد که چگونه خانواده در رابطه با دیگر خانوادهها، قوم در رابطه با دیگر اقوام تعریف و تشریح میشوند. نتیجه کلی که در جامعهشناسی از مشاهدات ساسور و اشتراوس گرفته شد آن بود که: (یک) هویتها جنبه رابطه دارانه دارند؛ یعنی در رابطه با یکدیگر تعریف میشوند. (دو) هویتها در اجتماع و توسط انسانها تعریف میشوند. به عبارت دیگر، هویتها پدیدههایی تغییرناپذیر، قطعی و ازلی/ابدی نیستند؛ بلکه ساختارهایی هستند اجتماعی/سیاسی که در خود جامعه و توسط خود انسانها بر اساس مکانیزمها و پروسههای زبانی و فرهنگی ساخته میشوند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
