
حسن محدثی گیلوایی: تاریخ سرکوبگران یا تاریخ سرکوبشدهها؟! درنگی در روز سرکوب آذربایجان
۱۰ دی ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تاریخ سرکوبگران با تاریخ سرکوبشدهها فرق دارد. تاریخنویسی سرکوبگران با تاریخنویسی سرکوبشدهها هم فرق دارد. تاریخنویسی سرکوبگران در خدمت بازتولید تاریخ سرکوبگران است.سرکوب شدههای تاریخ معمولا صدا ندارند. صدا دادن به بیصدایان دشوارترین کار است. گاه بیصدایان تاریخ خود علیه صدا دهندهگانشان میایستند؛ زیرا فرآیندی به نام استحمار وجود دارد، زیرا روایت سرکوبکنندههای تاریخ بهسان حقیقت مزینِ مطلق و مسلم، جلوهگر میشود و اکنون نیاز به رخنهگری (breakthrough) دارد و رخنهگری در حقیقت مزین برساخته شده تاریخ، دشوارترین کارها است.رخنهگری در حقیقت مزین برساخته شدهی تاریخ، با دگرنویسی آغاز میشود. دگرنویسی مهم و خردکننده است. دگرنویسی از جزئیترین تعابیر و کلمات آغاز میشود و رفتهرفته بسط مییابد. مثلا وقتی که مینویسی رضا شاه موصوف به کبیر، محمدرضا شاه موسوم به آریامهر، دگرنویسی را آغاز میکنی و بذر تشکیک در حقیقت مزین برساختهشدهی تاریخ میکاری؛ تشکیک در سرشت شوکتمندی یک شوکتمند تاریخ و تشکیک در تاریخی که تحت لوای شوکتمندان تاریخ روایت شده است.تاریخنگاری سرکوبگران است که صدای شوکتمندان (کورش، داریوش، نادر، چنگیز، ...) تاریخ را پژواک میدهد. اما تاریخنگاری سرکوبشدهها و طردشدهها میخواهد صدای بیصدایان تاریخ و صدای بیشوکتان تاریخ باشد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
