پادگرد
کاور ری‌را ...!
به کوری چشمِ کلاغ 
عقاب‌ها هرگز نمی‌میرند!
مجيد شجاعي

ری‌را ...! به کوری چشمِ کلاغ عقاب‌ها هرگز نمی‌میرند!

۲۱ فروردین ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

حالم خوب است هنوز خواب می‌بینم ابری می‌آید و مرا تا سرآغازِ روییدن ... بدرقه می‌کند. تابستان که بیاید نمی‌دانم چندساله می‌شوم اما صدای غریبی مرتب می‌گویَدَم: - پس تو کی خواهی مُرد!؟ ری‌را ...! به کوری چشمِ کلاغ عقاب‌ها هرگز نمی‌میرند! مهم نیست تو که آن بیدِ بالِ حوض را به خاطر داری ...! همین امروز غروب برایش دو شعر تازه از "نیما" خواندم او هم خَم شد بر آب و گفت: گیسوانم را مثلِ افسانه بباف! از: سید علی صالحی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.