

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بسم الله الرحمن الرحیم دانلود فایل صوتی سخنرانی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شرح فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی مدت زمان: ۰۰:21:51 حجم فایل: ۴/۷ مگابایت دانلود فايل صوتي Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 متن بیانات بسم الله الرحمن الرحیم دعای ابوحمزه ثمالی از ادعیه شریفه وارده شده در ماه مبارک رمضان است. دو فراز از این دعای شریف کلاً مرگ، قبر، منازل بعد از مرگ را مجسّم میکند و دارای یک حالت خشوع آوری است. در صفحۀ ۳۴۶ میفرماید: «فَمَنْ یكُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی»؛ چه کسی حالش از من بدتر است؟ «إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَی مِثْلِ حَالِی إلَی قَبْرِی»؛ اگر روزی برسد که بخواهند مرا با این حال غفلت، آلودگی، محبت دنیا و معصیت در کفن بگذارند و به سوی قبر ببرند . «إلَی قَبْرٍ لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی»؛ قبری که میدانم یک واقعیت و حقیقت است؛ و من این سرنوشت را در آینده دارم ولی برای این قبر کاری نکرده و خود را آماده نکردهام. «وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی»؛ و ما برای آن خواب درازی که باید تا روز قیامت در این قبر بمانیم، اعمال صالحه و شایستهای را در صحیفه اعمالمان نمیبینیم . بعد امام معصوم میفرماید: «وَ مَا لِی لاَ أَبْكِی»؛ چگونه گریه نکنم؟ «وَ لاَ أَدْرِی إلَی مَا یكُونُ مَصِیرِی»؛ درحالی که نمیدانم مسیر و سرنوشت من چه خواهد شد . «وَ أَرَی نَفْسِی تُخَادِعُنِی»؛ و میبینم که در این دنیا عمر من دارد روز به روز و شب به شب میگذرد و نفس امارهام مدام خدعه میکند! مدام مرا فریب میدهد که هنوز زود است توبه کنی و خودت را درست کنی! «وَ أَیامِی تُخَاتِلُنِی»؛ روزگار هم همین طور دارد میگذرد. این ادوار عمر (کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری) همین طور دارد پشت سر هم میگذرد و ما از سرنوشت خود غافل هستیم . «وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ فَوْقَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ»؛ درحالی که من میبینم که این مرگ بالش را دراز کرده و دارد به من میرسد و به بالای سر من رسیده است. این بال مرگ، بال حضرت عزرائیل است که فرشتهای از فرشتگان عظیم خدا است. اینها آمدهاند و دور من هستند و مرا احاطه کردهاند . بعد میفرماید: «فَمَا لِی لاَ أَبْكِی»؛ چرا من نباید گریه کنم؟ چرا گریهام نمیآید برای یک سرنوشتی که مجهول و مبهم است. نمیدانم در آینده جزء اصحاب یمین هستم؟ جزء اصحاب شمال هستم؟ یا جزء مقربان هستم؟ سپس حضرت موارد گریه را یک به یک بیان میکند. اینکه برای چه باید گریه کنم و در چه مواردی باید گریه و اشک من بریزد. «أَبْكی لِخُرُوجِ نَفْسِی»، اشک من میریزد برای آن ساعتی که به حال احتضار در میآیم و این روح در بدن باید آرام آرام از انگشتان پا حرکت کند تا از بینی بیرون بیاید. «أَبْكِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی»؛ اشک من برای تاریکی قبر میریزد. «أَبْكِی لِضِیقِ لَحْدِی»؛ لحد برای من تنگ میآید و فشار قبر دارم. چکار کنم؟ «أَبْكِی لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِیرٍ إِیایَ»؛ من عقیده دارم. در قرآن، روایات و اجماع مسلمین از اهل سنت و تشیع هست و همه هفتاد و دو ملت گفتهاند که شب اوّل قبر دو ملک به اسامی منکر و نکیر به سراغ ما میآیند و از ما سوال میکنند: مَنْ رَبُّك؟ مَنْ نَبِیك؟ مَنْ إمَامُك؟ از اعمال و افعال ما سؤال میشود . پس یک گریۀ من برای آن محاکمهای است که در شب اوّل قبر منکر و نکیر مرا محاکمه میکنند. «أَبْكِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیاناً ذَلِیلاً حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی»؛ یک گریه بزرگ من این است روز قیامت که میشود و صور اسرائیل (نفخ صور) دمیده میشود باید همۀ اموات یعنی آن میلیاردها جمعیتی که در این دنیا بودند زنده شوند. این زنده شدن به چه صورتی است؟ عُرْیانا! برهنه! حالا شما میگویید که برهنه عور و عورت بیرون میآید. آنجا در صحرای محشر چهطوری میشود؟ من عرض میکنم: همه اعم از زن و مرد عور و برهنه هستند ولی هیچکس به عورت توجه ندارد که مثلاً بخواهد عورت کسی را نگاه کند. همه به حال خود مشغول هستند . «یا أیها النَّاس إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ یوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِیدٌ»؛ روز قیامت روزی است که سلطنت و حکومت فقط به دست خدا است. در روز محشر هیبت، عظمت و جلال خدا بر روی تمام جمعیت حاکم است. قرآن کریم میفرماید: روز قیامت روزی است که زلزلۀ بزرگی روی میدهد و حال همه مردم روی زمین را اینگونه تمثیل میکند: اگر مادری بخواهد به بچهای که در آغوشش است شیر بدهد توجه او به خاطر عظمت روز قیامت و جلال پروردگار از بچه سلب و منصرف میشود و به حال خودش گریه میکند. درست شد! این گفته قرآن است؛ این گفته خدا است. «تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ»؛ یعنی بچهاش را به حال خودش روی زمین میگذارد و دیگر به او نگاه نمیکند. «وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا»؛ اگر زنی حامله باشد از هیبت روز قیامت سقط میکند. شاید معنای آیه اینطور باشد: وقتی زنی که وضع حملش نزدیک شده است صدا و هیبت صور اسرافیل و قیامت را میشنود همانجا وضع حمل میکند. سپس ببینید چگونه روز قیامت را برای شما تصویر میکند؛ میفرماید: «وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى»؛ و میبینی که مردم همه در یک حال بیهوشی و از خود رفته هستند. «سُكَارَى» جمع سَکْرَان است. سکران به شخص مستی میگویند که شعور، هوش و عقل از سرش بیرون رفته و هیچ چیزی نمیفهمد. «وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى»؛ خدا روز قیامت را در قرآن اینگونه به تصویر میکشد. «وَ مَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِیدٌ»؛ و اینها مست نشدهاند ولی مستی آنها از عذاب خدا است. خیره میشوند دیگر نمیتوانند توجه کنند . امام سجاد در دعای ابوحمزه همین وضعیت را برای شما تعریف میکند. روز قیامت را تعریف میکند. مردم در این روز از قبرشان بیرون میآیند در حالی که برهنه و خوار هستند. «حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی»؛ صحیفه اعمالشان را باید بالای پشت خود همراه خودشان بیاورند. «أَنْظُرُ مَرَّهً عَنْ یمِینِی»؛ گاهی به دست راست نگاه میکنند. «وَ أُخْرَی عَنْ شِمَالِی»؛ و گاهی به دست چپ نگاه میکنند. ببینند چه حالی است! «إِذِ الْخَلاَئِقُ فِی شَأْنٍ غَیرِ شَأْنِی»؛ میبینند هیچکس به هیچکس نیست. خلایق در روز قیامت فقط وانفسای خود را میزند. فقط پیغمبر اسلام میگوید: وا أُمَّتی! و الّا همه حتی انبیاء وقتی آن همه عظمت را میبینند وانفسا میگویند . «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنِیهِ»؛ این آیه قرآن است که روز قیامت روزی است که هرکسی به شأن خودش مشغول است . «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ مُسْفِرَهٌ ضَاحِكَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ»؛ خدا در روز محشر مردم را به دو گروه تقسیم کرده است. یک گروه آنهایی هستند که صورتشان خندان است و به آنها نوید و بشارت داده میشود که منظور اهل بهشتاند . «وَ وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ عَلَیهَا غَبَرَهٌ تَرْهَقُهَا قَتَرَهٌ وَ ذِلَّهٌ»؛ امّا گروه دیگری در این صحرای محشر هستند که وقتی به صورتشان نگاه میکنی میبینی که آنها را گرد تاریکی، ظلمت، سیاهی، ذلت و خواری گرفته است. اصلاً صورتشان خندان نیست. چرا؟ چون یادشان میآید چه گناهانی در دنیا کردهاند. چه کارهای زشتی کردهاند. همه آنها روز قیامت به چشمشان میآید. در فراز دیگری از دعای ابوحمزه در صفحه ۳۴۸ میفرماید : «إلهی ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیا غُرْبَتِی وَ عِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتِی وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَینَ یدَیكَ ذُلَّ مَوْقِفِی»؛ آن ساعتی که ملائکه و مأمورین الهی مرا در مقابل تو برای محاسبه و محکمه عدل الهی میایستانند میگویند: زود باش بگو چه کردهای؟ «ذُلَّ مَوْقِفِی»؛ آن ساعت موقف من خیلی خوار، خضوع و خشوع دارد. «وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَی اﻵْدَمِیینَ مِنْ عَمَلِی»؛ خدایا! آدمها از اعمال زشت من خبر ندارند ولی تو خبر داری. «وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی»؛ خدا تو ستّار العیوب هستی. خدایا! اگر دنیا سَتر و ستّاریت داشتی و روی گناهان من پرده انداختی و مردم نفهمیدند من چه کاره بودم در صحرای قیامت هم در مقابل چشم مردم مرا بپوشان. «وَ ارْحَمْنِی صَرِیعاً عَلَی الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی أَیدِی أَحِبَّتِی»؛ خدایا! به من ضعیف و نحیف رحم کن در آن هنگام که دوستان و خویشان من میآیند و در بستر مرگ مرا از این پهلو به آن پهلو میکنند، میخواهند مرا رو به قبله کنند یا میخواهند لباسهای مرا بکنند تا ببرند مرا غسل دهند. «وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُوداً عَلَی الْمُغْتَسَلِ یقَلِّبُنِی صَالِحُ جِیرَتِی»؛ خدا! در آن ساعت که مرا روی سنگ غسال خانه میگذارند بهترین کسان من میآیند و میخواهند مرا غسل بدهند. «وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولاً»؛ خدایا! به من رحم کن آن ساعتی که مرا از غسال خانه بیرون میآورند و در تابوت میگذارند. «قَدْ تَنَاوَلَ الأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی»؛ اقربا و خویشان من میآیند تا جنازه مرا تشییع کنند. تابوت مرا روی شانههای خود میگذارند تا به قبرستان ببرند. «وَ جُدْ عَلَیَّ مَنْقُولاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحِیداً فِی حُفْرَتِی»؛ خدایا! آن ساعتی که مرا به قبر سرازیر میکنند، تنهای تنها میمانم. «وَ ارْحَمْ فِی ذَلِكَ الْبَیتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی حَتَّی لاَ أَسْتَأْنِسَ بِغَیرِكَ»؛ خدایا! آن خانه نویی که دارند مرا به آنجا میبرند تا در قبر بگذارند، آنجا خانه ابدی من خواهد بود. خدا! تنها میشوم. خدا! به غربت، غریبی و تنهایی من رحم کن تا اینکه آنجا هم با تو عشق بورزم، با تو انس بورزم. «حَتَّی لاَ أَسْتَأْنِسَ بِغَیرِكَ»؛ تا به غیر تو انسی پیدا نکنم. بگویم: تو در دنیا معشوق من بودی؛ اینجا هم مانوس و انیس من هستی . خدایا! انس خودت را، عشق خودت را، عشقی که پایدار باشد، عشقی که دنیا و آخرت به درد ما بخورد، این عشق الهی را به یکایک ما عطا بفرما. عواقب امر ما را ختم به خیر گردان. شب اوّل قبر ما، شب اوّل راحتی ما مقرّر نما. علی و آل علی به فریادمان برسان. تا از ما راضی نشوی ما را از این دنیای فانی مبر . جهت تعجیل فرج حضرت ولیعصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف) اجماعاً سه صلوات محمّدی بفرستید. نوشته شرح دعای ابوحمزه ثمالی اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی . پدیدار شد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





