

بیانات آیت الله کمیلی خراسانی در شب پنجم محرم 1442 ه.ق
۷ شهریور ۱۳۹۹
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بسم الله الرحمن الرحیم دانلود فایل صوتی بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب پنجم محرم الحرام 1442 ه.ق مدت زمان: 00:49:09 حجم فایل: 10,7مگابایت تاریخ: 1399/06/03(شب پنجم محرم) چکیده سخنرانی: مسائل شرعی: مثالهایی از بعضی منکرات هدف و محور قیام حضرت امام حسین «ع» امر به معروف و نهی از منکر بوده و در کلمات آن حضرت این مطلب به وضوح و روشنی آمده است. لذا ما شیعیان تبعیت از آن حضرت را در این مسئله حساس روز بر خود واجب و لازم میدانیم. وعاظ محترم نیز میبایست در این ایام این موضوع را به مردم تذکر دهند. امروز یک سخنرانی از تلویزیون جمهوری اسلامی مربوط به دو سال گذشته در چنین ایامی در محضر رهبری پخش شد که یکی از منبریان معروف حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای عالی موضوع منبر خود را به مسئله امر به معروف و نهی از منکر اختصاص داده بودند. منکرات و مفاسد عصر امروز نه تنها در ایران اسلامی بلکه در بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی و حتی در جهان دست به دست هم دادهاند و میبینیم که این مفاسد روز به روز شیوع پیدا میکند. وظیفه ما وعاظ و اهل منبر این است که مرتب تذکر دهیم . بنده قصد دارم یک مقدار از این منکرات را که در بیان آنها مسائل شرعی نیز خوابیده است را بیان کنم . 1-مثلاً یکی از منکرات پوشیدن انگشتر طلا و دستبند طلا در دست جوانان است. انگشتر یک جنبه مشترکی نیز دارد. یعنی برای خانمها پوشیدن طلا حلال است در صورتیکه طلای خود را به نامحرم نشان ندهند. ولی جای بسی تأسف است که میبینیم حلقه ازدواج یا انگشتری است که بالاخره در دست میکنند و احتمالاً عدهای نیز دستبند طلا داشته باشند؛ 2-صورت آراسته 3-دندان طلا؛ برای خانمها اگر دندان در جای مخفی از دهان باشد اشکالی ندارد. اما برای مردان پوشیدن طلا کلاً تحریم شده است. اگر این خانم بخواهد دندانهای جلویش را طلا بگذارد چون نمایان میشود همانند طلا و زیوری است که در دست یا جاهای دیگری از بدن دارد. 4-حتی اگر یک چیزی باشد که به دست و اعضای بدنش نباشد مثلاٌ بر روی لباسش باشد باز هم چون در مظهر و نمایش مردان است اشکال دارد. 5-همینطور صورت آراسته که میبینیم گاهی اوقات خانمهایی هستند که ابایی از این کار ندارند. 6-چادر و کفش رنگی که برای مردان جلب توجه میکند. 7-مانتوی تنگ که برخی خانمها میپوشند که باز هم میبینید که جلب نظر میکند؛ 8- به کارگیری آلات لهو و لعب در مجالس عروسی یا حتی مجالس جشن اهلبیت؛ گاهی حتی در مجالس اهلبیت مطربی میآورند که این یک نوع هتک حرمت و توهین است. حتی برخی مراجع در کف زدن اشکال گرفتهاند. مجالسی که در موالید اهلبیت علیهم السلام برگزار میشود اگر موجب هتک حرمت و توهین باشد حرام است. 9- مردانی که در بازار مغازهای دارند که لباسهای زنانه را میفروشند و این لباسها بعضاً ممکن است لباس زیر زنانه باشد. هم برای خانم جایز نیست از این مرد خریداری کند و هم مرد فروشنده در صورتیکه احتمال بدهد که کلامی رد و بلا شود که سبب تحریک شهوت شود اینها همه از مصادیق کسب حرام است که عدهای رعایت نمیکنند . 10 – انگشتری که برای داماد میآورند؛ بجای اینکه فیروزه یا عقیقی را خریداری کنند یک انگشتر طلای سفید یا طلای زرد خریداری میکنند. و بعد این آقا این انگشتر را بدست میکند. پوشیدن طلا برای داماد و غیر داماد حرام است و نماز خواندن با لباس طلا، انگشتر طلا جایز نیست. همانطوری که پوشیدن لباس ابریشم خالص هم برای مردان جایز نیست . 11- از منکرات معروف خرید و فروش عکسهایی است که محرک شهوت است؛ سیدیها و فیلمهایی هست که وقتی تماشا میکنند محرک و طرباور هست . 12- رد و بدل شدن حرفهایی که بین زن و مرد نامحرم مهیج و محرک است به هیچ وجه جایز نیست. در صدای زن یک جذابیتی است که در صدای مرد نیست. وقتی در حدیث آمده تا وقتی ضرورتی وجود ندارد با زن حرف نزنید یا وقتی میگویند بیش از پنج کلمه صحبت نکنید برای این است که اتفاقاتی افتاده است. در جامعه خود میبینیم در اثر همین گفتگوها و رد و بدل شدن پیامها یک مشکلاتی ایجاد شده و روابط غیر مشروعی شکل گرفته است. اینها در اثر اختلاط است. نه زن خود را درست در عفت و حیا و حجب قرار میدهد و نه مرد خود را. لذا این اتفاقات ناگوار میافتد. 13- کشیدن کاریکاتوری که مستهجن باشد و موجب اذیت و آزار شخص مؤمن شود جایز نیست. اذیت و آزار فقط این نیست که سنگی را برداری و به سوی یک نفر پرتاب کنی. هر نوع اذیت و آزار به یک مسلمان جایز نیست ولو با نوشتن نامه، کشیدن کاریکاتور و ….. حال بگذریم که بعضی از منافقین از این کارها میکنند. خوب آنها منافق هستند. بعضی کانالهای تلویزیونی که از ماهواره پخش میشود نسبت به مسئولین دولتی کاریکاتورهایی میکشند که مستهجن است. آنها کافر، ملحد و منافق هستند که دست به این کارها میزنند. ولی اینجا چرا؟ گاهی در روزنامهها تصاویری را میکشند و اشارات و کنایههایی میزنند؛ باید رعایت کنیم تا کسی را با قلم و زبان اذیت و آزار ندهیم. 14- برپا کردن مجالس عقد و عروسی آن هم در وفیات ائمه اطهار علیهمالسلام؛ بنده نمیخواهم بگویم که در این مجلس عروسی حرام و گناهی است. نه. شما فرض بفرمایید هیچ گناهی هم نباشد (نه موسیقی، نه طربی و نه …) ولی شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها است. ایام محرم است! ایام صفر است! مردم همه عزادار هستند بعد شما میخواهید مجلس عقد و عروسی راه بیندازی. کار خیر است. ازدواج خیلی هم خوب است و گاهی اوقات هم واجب است اما این نوع مجالس آن هم در ایام عزا موجب توهین و هتک حرمت ساحت مقدس اهل بیت و ائمه اطهار علیهم السلام میشود. 15- رفت و آمد دختر و پسر ولو اینکه قصد ازدواج با یکدیگر را داشته باشند ولی محرمیتی با هم نخوانده باشند. اما هر روز میخواهند به پارکی بروند و باهم صحبت کنند. حالا یک دفعه یک جایی بنشینند حرف بزنند که آن هم باید خیلی تحفظ کنند تا یک وقتی شهوتی ایجاد نکند. آقا این دختر و پسر جوان که معصوم نیستند؛ آنها که سالک الیالله نیستند؛ حتی خود همین سالکین هم چه بسا در این نوع موارد امرشان مشکوک باشد. لذا خیلی باید ملاحظه کرد تا یک وقت گرفتار معصیت نشویم. ترک معصیت قدم اول این طریقت است. 16- لطیفهگویی و تمسخر اقوام اگر موجب توهین شود صحیح نیست. آقایی را به مجلس عروسی دعوت میکنند چقدر هم پول میدهند بعد او این قوم و آن قوم را با لهجهها و زبانهایی تمسخر میکند. صریح آیه قران است که: « لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»؛ نباید همدیگر رامسخره کنید. 17-درباره مهر السنه سؤال میشودکه مقدار آن چقدر است؟ مهر السنه حضرت زهرا «سلام الله علیها»، 500 درهم نقره بوده. بنده در یکی از رسالهها دیدهام که این مهر السنه به سال 1377 شمسی محاسبه شده است و مقدار آن 100 هزار تومان بوده است. الان نیز میتوانید از دفاتر مراجع سؤال بپرسید چه بسا الان 500 هزار تومان یا یم میلیون تومان شده باشد. باید دید به قیمت روز چقدر میشود. اگر بخواهند مهریه زن را به اندازه مهریه حضرت زهرا قرار دهند. بعضی ملاحظه میکنند و میگویند ما که از حضرت زهرا بالاتر نیستیم. وقتی مهریه ایشان این مقدار باشد ما نباید مهریه خود را بیشتر کنیم. همین مهریهها و تشریفات سنگین موجب شده که امروزه ازدواجها به تأخیر بیفتد. 18-خرید و فروش و پوشیدن لباسهای ورزشی که مهیج شهوت است جایز نیست. 19-نگاه کردن به اندام مردان در قالب تماشای فیلم ورزشی، پخش زنده این ورزش و یا رفتن به ورزشگاه؛ همانطور که باید ورزش زنان محجوب باشد، ورزش مردان نیز باید اینگونه باشد. به خانمها بگویید که آنها نباید تماشا کنند. 20-پوشیدن لباس زنانه برای مرد چایز نیست. یا ممکن است دوخت مردانه باشد ولی به رنگی باشد که خانمها آن را میپسندند. مثلاً به رنگ قرمز یا صورتی باشد که معمولاً خانمها از این رنگها استفاده میکنند. اینجا شبهه و اشکالی هست که باید رعایت شود. شرح بخشی از یک حدیث توحیدی از حضرت امام حسین «علیهالسلام» از کتاب تحف العقول حرانی (این کتاب مجموعهای از احادیث 14 معصوم «علیهم السلام» است. و مؤلف آن یکی از علمای قرن چهارم ه.ق است) «مَا تُصُوِّرَ فِی الْأَوْهَامِ فَهُوَ خِلَافُهُ لَیْسَ بِرَبٍّ» امام حسین «ع» راجع به افکار منفی که بعضی درباره توحید دارند میفرمایند: اگر کسی بخواهد در وهم و خیال خود خدای خود را اثبات کند و بگوید خدا همان چیزی است که من میفهمم و در ذهنم آمده و تصور کردهام. همانطوری که خداوند در اجسام نمیگنجد و مکان و محدودیتهای جسمی و مادی ندارد. یک جای آن هم فکر و ذهن شماست. اگر شما بخواهید خدا را محدود کنید و بگویید که همین مقداری است که من میفهمم؛ همان مقداری است که در فکر و خیال و ذهن من است. خدا که یک وجود غیرمتناهی است. خدا، آن خدایی است که پیامبران از معرفت کنه ذات او اظهار عجر میکنند. آنوقت شما چگونه میخواهی خدا را اینگونه در ذهنت محدودت نمایی؟ و بگویی همانی است که در خیال و ذهن من است؟ این کفر است دیگر! لذا امام حسین علیهالسلام این را نفی میکنند. «هُوَ فِی الْأَشْیَاءِ کَائِنٌ لَا کَیْنُونَهَ مَحْظُورٍ بِهَا عَلَیْهِ» میفرمایند: او به همراه و در اشیاء این دنیا و جهان است. اما نه آنگونه که ما فرض میکنیم. نه آنگونه که ما نسبت به چیزی را در چیزی ممزوج میبینیم. یعنی نه به آنصورت مادی صرف و نه به آن صورتهای وهمی و ذهنی که محدودیتی برای او پیش بیاید. این خدا آن خدای حقیقی نیست. «وَ مِنَ الْأَشْیَاءِ بَائِنٌ لَا بَیْنُونَهَ غَائِبٍ عَنْهَا لَیْسَ بِقَادِرٍ» میفرمایند: همانطوری که مثل اشیای دیگر ممزوج نیست همانطور هم مثل اشیای دیگر بائن (یعنی جدا) نیست. اینگونه نیست که بگویی که دیگر هیچ خبری از آن اشیا ندارد و غایب از آن اشیا است و هیچ احاطهای به آن اشیا ندارد. نه! درباره خدا این را هم نمیشود گفت. هیچ کس قادر نیست که خدا را با یک قدرت دیگری مقایسه کند. خداوند توانا و دانا خداوندی است که اصلاً قابل معادله و مقایسه با نیروهای دیگر نیست. «لَیْسَ عَنِ الدَّهْرِ قِدَمُهُ» میفرمایند: اینطور نیست که یک قدیمی در دهر و روزگار پیدا میشود. ما تاریخ گذشتگان مربوط به دو هزار سال، سه هزار سال پیش را میخوانیم. آیا میتوانیم بگوییم که قدیمیتر بودن خدا مانند همین قدیمهای دیگر است؟ البته یکی از صفات خدا قدیم است. میتوانیم به خدا یا قدیم بگوییم. حادث نیست. حادث یعنی نبوده و شده است. خدا از اول بوده است. ولی نمیتوانیم قدیمی خداوند را با قدیمی دیگران مثال بزنیم. «احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ کَمَا احْتَجَبَ عَنِ الْأَبْصَارِ» میفرمایند: خداوند متعال به عقل هم نمیرسد چه برسد که به چشم و بصر برسد. یعنی همانطوری که عظمت و بزرگی خداوند طوری است که چشم سر و ظاهر قادر به رؤیت او نیست. عقول و اندیشههای بشری ما نیز نمیتواند خدای با آن عظمت و بزرگی را بیاورد و محدود کند و بگوید من خدا را میفهمم. خدا مافوق عقل است. «لَا تُوَقِّتُهُ إِذْ» میفرمایند: نمیتوانیم به خداوند اذ زمانی نسبت دهیم. در ادبیات عرب اذ و اذا داریم. نمیتوانیم برای خدا وقت و زمانی رابگویی که در آن وقت و زمان هست و در وقت و زمان دیگری نیست. «یُوجِدُ الْمَفْقُودَ وَ یُفْقِدُ الْمَوْجُودَ» چه عبارات زیبایی. خدا آن خدایی است که مفقود را به وجود میاورد و موجود را مفقود میکند. یک چیزهایی که نبوده و معدوم بوده یک دفعه با «کن» خدا تکوین شده و به وجود آمده.و یک چیزهایی هم که بوده و زنده محیی و ممیت اوست با قدرت خودش او را از بین برده است. «وَ لَا تَجْتَمِعُ لِغَیْرِهِ الصِّفَتَانِ فِی وَقْتٍ» میفرماید: دو صفت متضاد برای غیر خدا جمع نمیشود. الان شما آیا میتوانید هم باشید و هم نباشید؟ نمیشود که! شما بگردید و دو صفت را پیدا کنید که بخواهید ضد آن را هم داشته باشید. نمیشود. در ان واحد هم عالم باشید و هم جاهل! در آن واحد هم بخورید و هم نخورید. در آن واحد هم بخوابید و هم نخوابید. در ان واحد و با آن هشت شرطی که علما درباره تضاد گفتهاند. ولی خداوند اینگونه نیست. خداوند مجمع اضداد است. در یک آن همهطور میتواند ایجاد کند. هم قابض است و هم باسط. هم ضار است و هم نافع. هم محیی است و هم ممیت. و همینطور بگیرید و بروید. پس صفات ما با صفات خدا قابل مقایسه نیست. او میتواند بین صفات خود در تضاد باشد اما ما نمیتوانیم در صفات خود در تضاد باشیم. چون قدرت خداوند، قدرت ایجادی است. و قدرتی است که هیچ محدودیتی برای قدرت او نیست. «فَذَلِکَ اللَّهُ لَا سَمِیَّ لَهُ» میفرمایند: اینکه خداوند را با این توصیف وصف کردیم این آن خدای بزرگ و جلیل است که هیچ سمیعی و هیچ شبیه و نظیری ندارد. «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر» عرفان عاشورایی: نوشته بیانات آیت الله کمیلی خراسانی در شب پنجم محرم 1442 ه.ق اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی . پدیدار شد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
