
حقوق متقابل والدین و فرزندان / سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی محرم 1442
۱۳ شهریور ۱۳۹۹
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حقوق متقابل والدین و فرزندان ، حقوق متقابل زن و شوهر، عرفان عاشواریی بسم الله الرحمن الرحیم دانلود فایل صوتی بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب هفتم محرم الحرام 1442 ه.ق مدت زمان: 00:42:16 حجم فایل: 8,4 مگابایت تاریخ: 1399/06/05(شب هفتم محرم) عناوین سخنرانی: بیان مسائل شرعی پیرامون حقوق متقابل والدین و فرزندان حقوق متقابل زن و شوهر، عرفان عاشورایی بهار آمد بهار من حسین است *** گل آمد گل عذار من حسین است به کنج غربت و تنهایی و درد *** انیس شام تار من حسین است میان باغ و صحرا و در و دشت *** گل سرخین نگار من حسین است خوشم با حق و بیچیزی در عالم *** که تنها اعتبار من حسین است به دستم پرچم آزادگی داد *** یگانه افتخار من حسین است خدا داند که در روز قیامت *** بهشت انتظار من حسین است ببندم دفتر عرفان و برهان*** بهحق آموزگار من حسین است زخونش عشق را زیبندگی داد*** شه عزت مدار من حسین است روم در مشرب عرفان نویسم*** کلام ماندگار من حسین است سبو را پر کنم از شور و مستی*** خروشان چشمهسار من حسین است نثار خاک راه او کنم جان*** که آرام و قرار من حسین است چرا چون لاله خونیندل نباشم*** که داغ روزگار من حسین است کنم ترک می و کوی خرابات*** که پیر میگسار من حسین است ایام، ایام حسینی است و به روز عاشورا و تاسوعای حسینی نزدیک میشویم امشب شب هفتم محرم و متعلق به علیاصغر، طفل ششماهه آن بزرگوار است. در مقدمه منبر ما این شبها یک مسئله شرعی و سپس به دنبال آن یک مسئله اخلاقی را توضیح و تبیین میکردیم. مطلب امروز راجع به حقوق پدر و مادر است؛ این موضوع علاوه بر احکام و مسائل شرعی، اخلاقیات را نیز در بر دارد. در قران کریم آیات متعددی در خصوص پدر و مادر آمده است؛ در یکجا میفرماید: 1- وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا 2- وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا 3- أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ 4- وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا ابتدا مطالبی پیرامون این آیات گفته میشود؛ حقوق متقابل والدین و فرزندان یکی اینکه همانطوری که پدر و مادر از نطر اخلاقی و شرعی به گردن فرزندانشان حق دارند فرزندان هم به گردن پدر و مادر حقوقی دارند؛ یعنی حقوق در اسلام گاهی یکطرفه و گاهی دوطرفه و متقابل است؛ از جمله حقوق متقابل یکی همین موردی است که نام بردیم؛ و یکی هم حقوق زن و شوهر است؛ زن به گردن همسرش حق دارد و همسر هم به گردن زنش حق دارد یعنی از دو طرفه است. ولی حقوق خدا یکطرفه است؛ یعنی ما به گردن خدا هیچ حقی نداریم؛ هرچه داریم از جانب خداست؛ هر تفضل و کرمی از جانب خداست؛ همه چیز و ولینعمت ما اوست. از جمله حقوقی که متقابل و متبادل است، حق رهبر نسبت به ملت است؛ یعنی همانطوری که رهبر به گردن ملت حق دارد؛ ملت هم به گردن رهبرشان حق دارند. حالا در خصوص مورد بحث ما که والدین و فرزندان هستند اکثر مراجع میگویند: اگر پدر و مادر به فرزند خود هر امر و نهیای کردند چنانچه به مصلحت فرزند و از روی شفقت و دلسوزی باشد این فرزند چه دختر و چه پسر باید اطاعت کنند. البته دختران تا موقعی که شوهر نکردهاند و در خانه پدری هستند از والدین اطاعت میکنند؛ اما وقتی به خانه شوهر رفتند، ولایت و سرپرستی آنها به عهده همسر است؛ و لذا همسر این حق را دارد که اگر پای یک مصالحی در میان باشد مانع از رفتن زن به خانواده شود. آیا امر پدر و مادر در مورد شفقت و مصلحت فرزند است یا بهطور مطلق است؟ یعنی هر امر و نهیای که از آنها صادر شد وظیفه فرزند است که تبعیت کند؟ این مسئله از نظر اجتهادی مورد اختلاف است اما آنقدری که مسلم است این است که: «لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق»؛ یعنی امر و نهی پدر و مادر محدود میشود؛ آنها تا آنجایی میتوانند بر فرزندان اعمال ولایت کنند که تعارض با امر و نهی الهی نداشته باشد؛ اگر فرزندان را بخواهند وادار به انجام منکرات و محرماتی کنند وظیفه فرزند است که مخالفت کند؛ چرا؟ چون معصیت، گناه کردن و مخالفت با امر خالق و آفریدگار با اطلاعات از مخلوق او سازش ندارد. حتماً امر او مهمتر و اولیتر است که از او تبعیت کنیم؛ بنابراین اگر مرام آنها بر ترک عبادت، ترک نماز، ترک روزه و خمس و امثال آن بود اگر هنوز به ارتداد نرسیده و فرزند هم در خانه این پدر است اینجا نمیتواند از فرامین پدر و مادرش اطاعت کند؛ باید ببیند وظایف شرعی و دینی چه اقتضا میکند نه اینکه آنها هرچه گفتند؛ آنها ممکن است از او درخواست کنند که به همان مرام خودشان بار بیاید؛ اینجا نباید اطلاعت کند؛حتماً باید مخالفت کند؛ و اگر خداینکرده پدر و مادری باشند که از حدود اسلام بیرون آمده و مرتد شدهاند دیگر اینجا هیچگونه ولایتی بر فرزند مسلمان خود ندارند. لذا باید این جهات را در نظر گرفت؛ نظر آیتالله سیستانی این است که اطاعت از پدر و مادر وقتی واجب میشود که امر و نهی آنها از باب دلسوزی باشد؛ یعنی در راستای مصلحت فرزند باشد. نه اینکه بگوید من پدرم و میخواهم اینگونه باشی! یعنی مستبدانه! و همینطور بخواهد بر فرزند خود جنبه حاکمیتی را بدون هیچگونه مصلحت و شفقتی اعمال کند. دایره اطاعت از امر پدر و مادر اینقدر توسعه ندارد. اگر کسی پدر نداشت و پدربزرگی داشت، ولایت با جدش است؛ یعنی در جایی که لازم است این ولایت و سرپرستی را اعمال کند نباید کوتاهی کند. اما وظایف فرزندان چگونه است؟ یک مقدار راجع به امور مالی است؛ اگر پدر و مادری فقیر باشند فرزند باید آنها را زیر نظر و کفالت خود بگیرد. در مسئله نفقات سه رتبه داریم: اول خود شخص است؛ یعنی اگر ثروت و مالی دارد باید در درجه اول خودش را تأمین کند بعد زن و بچه و پدر و مادر و دیگران را. اگر یک شخصی مال و سرمایهاش آنقدر کم است که فقط میتواند به خود برسد و حیات خود را حفظ کند اینجا باید اول حیات خودش تأمین شود؛ بعداً سراغ زن و فرزند برود. چون آنها در درجه دوم هستند؛ در مرحله سوم نیز پدر و مادر قرار میگیرند. فقها در باب نفقات چنین بیان کردهاند. و اما آن حقوقی که فرزند بر گردن پدر و مادر دارد: «حَقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اسمَهُ ، و يُحَسِّنَ أدَبَهُ ، و يُعَلِّمَهُ القرآنَ و یزوجه»؛ 1- بر پدر و مادر لازم است که اسم خوبی روی فرزند خود بگذارند؛ اسم قرانی و اهلبیتی. نه نامی که اگر بزرگ شد از آن تنفر داشته باشد و اداره ثبت برود و اسمش را عوض کند؛ یکی از مختصات پدر این است که وقتی میخواهد فرزندش را نامگذاری کند اسم حسن، نام زیبا و نام دینی و اسلامی روی او بگذارد. 2- او را تربیت کند؛ مسائل دینش را به آموزش دهد؛ قران را به او بیاموزد؛ چون میگویند: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر»: آموختن در کودکی چون کنده بر سنگ است. یعنی شما یک سنگی را بگیری و بخواهی خطی را روی سنگ بنویسی؛ این خط پایدار میماند. اما اگر بخواهی در بزرگی چیزی را یاد بگیری میگویند: «کالنقش فی الماء»؛ مثل اینکه بخواهی چیزی را با انگشت روی آب بنویسی؛ از بین میرود! بنابراین تا وقتیکه فرزند در دوران کودکی و نوجوانی است وظیفه پدر و مادر است که نگذارند فرزند همینجوری بار بیاید؛ باید وقت بگذارند و خرج کنند تا فرزندشان با ایمان بار بیاید. اینکه میبینید بعضی جوانها گمراه میشوند چهبسا به خاطر تقصیر و کوتاهی پدر و مادر در دوران کودکی است؛ یعنی درباره فرزندشان زحمت نکشیدند و او را درست اسلامی به بار نیاورند و حالا اینطور شده است. پس مسئله تربیت حقی است که فرزند از پدر و مادرش میتواند مطالبه کند و این حقی است که به گردن آنها دارد. لذا این حقوقی که نام بردیم یک نوع حقوق متبادل و متقابل است ولی میبینیم امروزه با این اوضاع روز وضعیت جور دیگری است؛ خیلی از جوانها تمرد میکنند و حاضر نیستند که آن وظایفی که اسلام به گردنشان گذاشته نسبت به پدر و مادر انجام بدهند. مطلبی را که گفتیم همه فقها میگویند. این مطلب فقط برای جوانی نیست که در خانه پدر و مادر باشد؛ بلکه وقتی ازدواج کرد و به پنجاه سالگی و شصت سالگی رسید و داماد و عروس هم داشت باز هم اگر یک امری را پدر و مادر از او شفقت کردند و گفتند فرزندم این سفر را کنار بگذار (این سفری را که میخواهی به شمال بروی و کجا خرج کنی کنار بگذار و آن را خرج زن و بچهات کن) اینجا هم واجب الاطاعه است و بر فرزند واجب است اطاعت کند. پس مسئله پسر با دختر فرق میکند. دختر وقتی به خانه شوهر رفت از شوهر تبعیت میکند ولی فرزند پسر پیر هم که شود اگر ولی و پدری دارد که ولایت دارد بر او و دستوراتی داد و ارشاداتی کرد که به نفع او بود باید از او بپذیرد. از باب مثال عرض میکنیم حتی پدر و مادر میتوانند او را از سفرهای زیارتی منع کنند؛ میتوانند بگویند که به زیارت کربلا و مشهد و حج عمره نرو. ولی سفر حج چون واجب است نمیتوانند منع کنند. همینطور اگر زنی در خانه شوهر باشد که از یک راهی مستطیع شده ولی مردش مستطیع نیست شوهر نمیتواند بگوید امسال نرو و بگذار تا چند سال دیگر باهم برویم. یعنی از نظر فقه اسلام نمیتواند بگوید که باید باهم برویم. مگر اینکه یکطوری باشد که خود حج و زیارت قید کرده باشد که حتماً خانم باید با محرمش مسافرت کند؛ حالا وقتی هم میگویند محرم لزومی ندارد که محرم حتماً شوهر باشد؛ ممکن است کس دیگری باشد؛ میتواند با پدر؛ برادر؛ عمو یا داییاش برود. بنابراین مسئله زن و شوهر هم مثل مسئله فرزند و والدین است. امر و نهی آنها در حدودی است که با دستور اسلام تعارض نداشته باشد؛ آنجایی که یک واجب شرعی است نمیتوانند ممانعت کنند. آنجایی که یک حرام شرعی و گناهی است نمیتوانند بگویند بیاید و این را مرتکب شود. او میتواند تمرد کند و واجب است بر او که در چنین مواردی حتماً مخالفت کند. این مقدمه بحث بود که هم جنبه اخلاقی و جنبه احکام شرعی داشت. سلسله سخنرانیهای حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه محرم ۱۴۴۲ این فایلهای صوتی مجموعه سخنرانیهای حضرت آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی خراسانی «حفظه الله» است که در دهه اول ماه محرم الحرام ۱۴۴۲ ه.ق ایراد شده است. این مجموعه جهت استفاده سالکان الی الله منتشر میشود. برای دریافت مجموعه سخنرانی ها از اینجا وارد شوید. نوشته حقوق متقابل والدین و فرزندان / سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی محرم 1442 اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی . پدیدار شد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
