پادگرد
کاور بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب بیستم و یکم محرم 1444
محرم الحرام – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی

بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب بیستم و یکم محرم 1444

۲۱ شهریور ۱۴۰۱

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بسم الله الرحمن الرحیم دانلود صوت بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب بیستم و یکم محرم 1444 مدّت زمان 32:10 دقیقه تاریخ:چهارشنبه- ۱۴۰۱/۰۵/۲۶ مصادف با ۱۴۴۴/۰۱/۱۹ ه.ق مکان: قم المقدسه 11MB- دانلود عناوین: شرح حدیث توحیدی الِف -حدیث الف (با الف ساکن) -بند ۲۹ کتاب نورالوحدت حوراء مغربی -تقسیم‌بندی عوالم -معرفی جَون، شهید کربلاء – تفسیر حروف مقطعه کهیعص سوره مبارکه حضرت مریم (س) -تفسیر حروف مقطعه الم -روضه‌خوانی – ذکر یا حاضر یا ناظر – اسرار الف در کلام خواجه عبدالله انصاری حدیث توحیدی الف وَ رَوَى أَبُو إِسْحَاقَ اَلثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ مُسْنَداً إِلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سُئِلَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوْلِهِ « الم » فَقَالَ فِي اَلْأَلْفِ سِتُّ صِفَاتٍ مِنْ صِفَاتِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «اَلاِبْتِدَاءُ» فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اِبْتَدَأَ جَمِيعَ اَلْخَلْقِ وَ اَلْأَلِفُ اِبْتِدَاءُ اَلْحُرُوفِ وَ «اَلاِسْتِوَاءُ» فَهُوَ عَادِلٌ غَيْرَ جَائِرٍ، وَ اَلْأَلِفُ مُسْتَوْفَى ذَاتِهِ، وَ «اَلاِنْفِرَادُ» فَاللَّهُ فَرْدٌ وَ اَلْأَلِفُ فَرْدٌ وَ «اِتِّصَالُ اَلْخَلْقِ بِاللَّهِ» وَ اَللَّهُ لاَ يَتَّصِلُ بِالْخَلْقِ وَ كُلُّهُمْ يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ وَ اَللَّهُ غَنِيٌّ عَنْهُمْ، وَ اَلْأَلِفُ كَذَلِكَ لاَ يَتَّصِلُ بِالْحُرُوفِ وَ اَلْحُرُوفُ مُتَّصِلَةٌ بِهِ وَ هُوَ مُنْقَطِعُ عَنْ غَيْرِهِ، وَ اَللَّهُ تَعَالَى بَائِنٌ بِجَمِيعِ صِفَاتِهِ مِنْ خَلْقِهِ، وَ مَعْنَاهُ «مِنَ اَلْأُلْفَةِ» فَكَمَا أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَبَبُ أُلْفَةِ اَلْخَلْقِ فَكَذَلِكَ اَلْأَلِفُ عَلَيْهِ تَأَلَّفَتْ اَلْحُرُوفُ وَ هُوَ سَبَبُ أُلْفَتِهَا. از حضرت علی بن موسی الرضا علیه‏السلام منقول است که حضرت امام صادق علیه‏السلام در پاسخ پرسشی درباره «الم» گفت: «الف» ناظر بر شش صفت از صفات خداوند است: ابتدا؛ زیرا خداوند است که آفرینش همه مخلوقات را آغازید و الف نیز آغازگر حروف تهجّی است. استوا؛ خداوند عادل و مستوی است و الف نیز راست است و میل و انحراف از طریق اعتدال در آن به چشم نمی‏خورد. انفراد؛ خداوند فرد و تنهاست و الف نیز چنین است. اتصال آفریدگان با خداوند؛ چه خداوند هیچ‏گونه اتصال و احتیاجی به خلق ندارد؛ بلکه این آفریدگان‏اند که به او وابسته و به وی پیوسته‏ اند. انقطاع خداوند از غیر؛ الف با حروف دیگر پیوندی ندارد و از آنها منقطع است؛ بلکه حروف دیگر بدو پیوسته و به آن محتاج هستند. خداوند نیز با تمام صفات خود از خلق مباین و جداست. الفت؛ معنای الف از الفت است؛ همان‏گونه که خداوند منشأ الفت مردم با یکدیگر است، الف نیز مبدأ تألیف حروف و سبب اصلی ائتلاف آنهاست. تفسیر مجمع البیان؛ شیخ امین‌الاسلام طبرسی؛ ج ۱ ص ۱۱۲ اسرار الف در کلام خواجه عبدالله انصاری پیر طریقت و جمال اهل حقیقت شیخ الاسلام انصاری سخنی نغز گفته در کشف اسرار الف و پرده غموض از آن برگرفته. گفت: الف امام حروف است، در میان حروف معروف است، الف به دیگر حروف پیوند ندارد، دیگر حروف به الف پیوند دارد. الف از همه حروف بی‌نیاز است، همه حروف را به الف نیاز است. الف راست است. اول یکی و آخر یکی، یک رنگ، و سخن‌ها رنگارنگ. الف علت شناخت. از راستی الف نپذیرفت، تا آنجا که او جای گرفت هیچ حرف جای نگرفت. مقام هر حرفی در لوح پیداست، در حقیقت جمع در نظاره جداست. در هر مقامی از مقامات یکی نازل، همه یکی‌اند دوگانگی باطل. معرفی جَون، شهید کربلاء جَوْن غلام سياهى بود كه اميرمؤمنان على(عليه‌السلام) او را خريدارى كرد و به ابوذر غفارى بخشيده بود. او در ربذه ـ تبعيدگاه ابوذر ـ همراه ابوذر بود و پس از شهادت ابوذر در سال ۳۲ هجرى به مدينه بازگشت و در خدمت اميرمؤمنان على(عليه السلام) و سپس امام حسن مجتبى(عليه السلام) و پس از آن در خدمت امام حسين(عليه السلام)بود. او به همراه امام از مدينه به مكه و از آنجا به كربلا آمد.(۱) امام حسین(عليه السلام) در روز عاشورا به وى فرمود: «أَنْتَ فِي إذْن مِنّي، فَإِنَّما تَبِعْتَنا طَلَباً لِلْعافِيَةِ فَلا تَبْتُلْ بِطَريقِنا»؛ تو از جانب ما آزادى! تو در جستجوى عافيت با ما همراه بودى، پس خويش را در راه ما گرفتار مكن. «جون» خود را به پاهاى حضرت انداخت و ملتمسانه عرض كرد: «يَابْنَ رَسُولِ الله! أَنَا فِي الرَّخاءِ أَلْحَسُ قِصاعَكُمْ وَفِي الشِّدَّةِ أخْذُلُكُمْ؟»؛ پسر پيامبر! در خوشى‌ها كاسه ليس خانه شما بودم حال در گرفتارى رهايتان كنم؟ آنگاه افزود: «وَ اللهِ إِنَّ ريحِي لَمُنْتِنٌ وَ إِنَّ حَسَبي لَلَئيمٌ وَ إِنَّ لَوْنِي لاََسْوَدٌ فَتَنَفَّسْ عَلَيَّ بِالْجَنَّةِ لَيَطيبَ ريحِي وَ يَشْرُفَ حَسَبِي وَ يَبْيَضَّ لَوْني لا وَ اللهِ لا أُفارِقُكُمْ حَتّى يَخْتَلِطَ هَذَا الدَّمُّ الاَْسْوَدُ مَعَ دِمائِكُمْ»؛ به خدا سوگند مى‌دانم بويم ناخوشايند، حَسَبم ناچيز و چهره ام سياه است پس بهشت را بر من ارزانى دار تا بويم خوش و حَسَبم شريف و سيمايم سفيد گردد. به خدا سوگند از شما جدا نخواهم شد تا اين خون من با خون شما بياميزد. (۲) پس از اين گفتار، امام به وى اجازه داد. او شادمان به سوى ميدان شتافت و اين رجز را مى خواند: «كَيْفَ تَرَى الفُجّارُ ضَرْبَ الاَْسْوَدِ *** بِالْمُشْرِفيِّ الْقاطِعِ المُهَنَّدِ(۳) أَذُبُّ عَنْهُمْ بِاللِّسانِ وَ الْيَدِ *** أَرْجُو بِهِ الْجَنَّةَ يَوْمَ الْمَوْرِدِ»(۴) فاجران، چگونه ضرب شمشير اين غلام سياه را مى‌بينند؟ شمشيرِ برّان و جداكننده و آب ديده. من از آل پيامبر (صلى الله عليه وآله) با دست و زبانم دفاع مى كنم و با آن اميدوارم روز قيامت بهشت نصيبم گردد. سپس جنگيد تا به فيض شهادت نايل آمد. امام بر بالين وى حاضر شد و اين گونه در حقش دعا كرد: «أَللّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ، وطَيِّبْ ريحَهُ، وَاحْشُرْهُ مَعَ الاَْبْرارِ، وَعَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد»؛ خدايا چهره او را سفيد گردان، و بوى او را خوش گردان، و او را با ابرار محشور كن و بين او و محمد و آل محمد (در بهشت) آشنايى برقرار ساز.(۵) از امام سجّاد(عليه السلام) نقل شده است: آنگاه كه جمعى براى دفن شهيدان كربلا حاضر شدند، پيكر جون را در حالى يافتند كه با گذشت چند روز بوى بسيار خوشى از آن به مشام مى رسيد.(۶) آرى هنگامى كه معرفت غلامى چنين باشد، اصحاب و ياران خاص در چه پايه اى از معرفت خواهند بود!(۷) پی نوشت: (۱). رجوع شود به: ابصار العين، ص ۱۰۵. (۲). مقتل الحسين مقرّم، ص ۲۵۲؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۳؛ نفس المهموم، ص ۱۵۰ و اعيان الشيعه، ج ۱، ص ۶۰۵. (۳). اعيان الشيعه، ج ۴، ص ۲۹۷ . (۴). بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۲-۲۳ . (۵). بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۳؛ نفس المهموم، ص ۱۵۰ و مقتل الحسين خوارزمى، ج ۲، ص ۲۴ . (۶). بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۳ . (۷). گردآوري از کتاب: «عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى)، امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم، ۱۳۸۸ هـ.ش‏، ص ۴۶۸. نوشته بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شب بیستم و یکم محرم 1444 اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی . پدیدار شد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.