
شرح بخشی از دعای ام داوود با موضوع ملائکه و حضرت جبرئیل و لزوم تزکیه نفس
۷ اسفند ۱۳۹۹
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بسم الله الرحمن الرحیم دانلود فایل صوتی بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شرح بخشی از دعای ام داوود با موضوع ملائکه و حضرت جبرئیل تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۸/۰۱/۰۲ مدت زمان: 22:31 حجم فایل: 4.8مگابایت دانلود فايل صوتي بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین در دعای شریف امداود که داستانش را میدانید، فرزندی زندانی میشود. به دستور امام «علیه السلام» ادعیه، دستورات و اذکاری برای مادر فرزند وارد میشود که بعد از به جای آوردن آنها فرزند از زندان آزاد میشود. در این دعا از ۱۲۴ هزار پیامبر به اسم تعدادی از پیامبران اشاره شده است؛ اسامی حواریون آمده است. ذکری از حواریون و اتباع شده است. ذکری از خالد، حنظله و لقمان شده است. مأموریتهای برخی از فرشتگان بخشی از دعا راجع به ملائکه و فرشتگان است. «اللهم صلّ علی جبرائیل»؛ ابتدا به جبرائیل و سپس به اسرافیل، میکائیل، ملائکه بزرگ و ملائکه باعظمت و فرشتگانی که مقرب درگاه و دستگاه خداوند هستند اشاره شده است. در این دعا غیر از اینکه از این فرشتگان نام برده شده به کارها و اعمال آنها نیز اشاره شده است. یعنی آنها عمّال خداوند هستند و به آنها مأموریتهایی واگذار شده که باید آن را انجام دهند. حتی در بعضی روایات آمده بعضی از فرشتگان مأمور هستند وقتی که باران میبارد به همراه باران باشند که قطرات باران را کجا باید دفن کنند و هول بدهند که به کدام زمین باید برود؟ در کدام زمین کشاورزی و برای کدام کشاورز؟ خداوند مقسم الارزاق است؛ او روزیها را تقسیم میکند. روزی هم فقط برای بشر نیست! بلکه روزی شامل پرندگان، حیوانات، جانوران و همه اشیاء و عوالمی است که باید این روزی، قدرت و نیروی الهی به آنها برسد تا آنها نشو و نمو کنند و مراحل خلقت خود را به اتمام برسانند. آگاهی نداشتن به عدد فرشتگان ما در بین ملائکه که عدد آنها را نمیدانیم و نمیتوانیم آنها را بشماریم اعظم از جبرئیل نداریم؛ و هیچ امام و پیغمبری هم آماری برای فرشتگان نیاورده است. در قرآن هم آیه صریحی است مبنی بر اینکه شما نمیتوانید این کار را انجام دهید مگرخداوند. « وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ». اوست که تعداد و آمار فرشتگان و مأموریتهای آنها را میداند. اوست که میداند آنها باید به کجا بروند؟ چکار کنند؟ چقدر عمر کنند؟ همه اینها در دستگاه پروردگار بر روی حساب، ثبت و ضبط شده است. همه چیز روی حساب و نظم و نظام است. نظم و نظام در دستگاه خداوند اگر خداوند به ما تعلیم میدهد که ما باید نظم و نظام داشته باشیم؛ اگر حضرت علی میفرماید: « اللهِ فی نَظْمِ أَمْرِكُمْ »؛ آنوقت میشود کسی که به ما آموزش میدهد که باید با نظم و نظام باشید در دستگاهش نظم و نظام نداشته باشد؟! خداوند حتماً برای کارهایش لوح محفوظ دارد؛ لوح تقدیرات دارد؛ لوح قضا دارد؛ مراحلی از مشیت الهی است که تا به مرحله امضا و قضا و اجرا برسد باید هر شیئی که عوالمی دارد همه دست خدا منظم و مرتب باشد. بعد شما ببینید پیغمبر میفرماید: من در سفر معراج دیدم که ملکی سرش داخل یک الواحی بود؛ پیامبر به جبرئیل که در مسائل عُلْوِی و آسمانی معلم و همراهش بوده میفرموده اینجا چیست؟ آنجا چیست؟ او هم از طرف خدا مأمور به پاسخگویی بوده است؛ وقتی پیغمبر به این ملک و الواح میرسد به جبرئیل میگوید: ای جبرئیل به من بگو اسم این ملک و لوحی که مقابل اوست چیست؟ جبرئیل گفت: یا رسولالله این لوحْ، لوحِ ارواح و این ملک، حضرت عزرائیل «علیه السلام» است. او باید در این لوح نگاه کند تا ببیند کدام یک از ارواح افراد بشر اجلش سر رسیده و باید به سراغش برود. خداوند میتوانست به حضرت عزرائیل، قدرتی بدهد تا بدون لوح به این مطلب پی ببرد. ولی ببینید لوح است، نظم است، باید ببیند که اجل هر فردی چه هنگام فرا میرسد، همه کارهای خدا نظم و نظام دارد. سوال این است که آیا خداوند مکان دارد؟ آیا خداوند دارای مکان مادی و جسمی است؟ خداوند جسم و مکان ندارد؛ پس مقصود از عرش خدا که میگویند «و یحمل عرش ربک ثمانیة» چیست؟ ثمانیة به مفهوم هشت مَلَک است. یعنی هشت مَلَک زیر تخت خدا را میگیرند. خدا تخت و عرش دارد. ولی عرشی که در آسمانها است و در آن همه ملائک، فرشتگان و مقاماتِ عُلْوِی جمع هستند یک عرش دنیوی نیست که فکر کنیم از چوب، سنگ و چیزی ساخته شده است. بلکه یک عرش نوری است. ملائکه هم ملائکه نوری هستند. خداوندی که مَلِک و سلطان عوالم است باید برای خودش یک عرشی داشته باشد. «لِمَن المُلک الْیوم لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» ؛ پس خداوند عرش دارد؛ یعنی نظم و نظام الهی مقتضی همه امور است. و در عالم باطنی که یک مسائلی است در عالم ظاهر هم است. اصلاً میگویند: «الظاهر عنوان الباطن»؛ یعنی هر ظاهری عنوانی برای باطن شده است؛ پس بواطنْ، ظواهری دارند؛ بواطن باز بواطنی دارند و همینطور؛ بنابراین این قلم قدرت شامل مسائل ملائکه نیز است. ملائکه نیز بین خودشان مراتب دارند و متفاوت از یکدیگرهستند. مقصود از روح در آیه « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ » چیست؟ آیا از جنس ملک است؟ آیا از جنس فرشتگان است؟ بعضی در تفسیر کلمه روح میگویند: منظور روحالقدسی است که ائمه را تسدید میکنند. در روایات آمده که روحالقدس نمیتواند از جنس ملائک و فرشتگان باشد. بلکه او یک موجود اعظمی است. لذا در قرآن کریم روح بعد از ذکر ملائکه « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ » آمده است. پس روح جزء ملائکه نیست ولی در دستگاه خداوند یک موجود بسیار عظیمی است. بعضی از مفسرین میگویند: روح از جنس ملائکه است ولی ذکر خاص بعد عام است. چرا خاص را بعد از عام میآورند؟ به جهت خصوصیات برتری است که آن خاص دارد. مثلاً میگویند همه مردم شیراز وارد این مسجد شدند؛ بعد میگویند مراجع تقلید هم وارد شدند؛ چرا این را میگویند؟ مراجع تقلید که جزئی از مردم هستند پس چرا بعد از آن عام این خاص را میآورند؟ برای اینکه مردم بهتر خصوصیات آنها را متوجه شوند؛ که آنها جزء طایفه برتر هستند. در بین ملائکه نیز به همین نحو است. تعدادی از ملائکه خصوصیت فوقالعادهای دارند؛ لذا در این دعا اسامی آنها پیشتر از بقیه ملائکه آمده است؛ یا منظور از روح در سوره مبارکه قدر روحالامین است. مأموریتها و وظایف حضرت جبرائیل روحالامین همان جبرئیل و ملک وحی است؛ پس این برای خصوصیتی که در جبرئیل بوده ذکر شده است و لذا در این دعا اوّلِ ملائکه جبرئیل را میآورد. در دعای امداوود میفرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی جَبْرَئِیلَ» ، سپس در این دعا مأموریتها و کارهایی که به او محول شده بیان میشود. ۱- «أَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ یک» ؛ امین وحی الهی است. ۲- «وَ الْقَوِیِّ عَلَی أَمْرِکَ» ؛ نیروی بسیار نیرومند و قدرتمندی است که به امر خداوند بعضی از اموری که خیلی عظیم است توسط وی اجرا میشود. ۳- «وَالْمُطاعِ فِی سَمَاوَاتِکَ» ؛ حضرت جبرائیل «علیه السلام» در هفت طبقه آسمان تنها ملکی است که ملائکه دیگر باید حرف او را بخرند و پیرو اوامر او باشند. ۴- «وَ مَحالِّ کَراماتِکَ» ؛ محل کرامتهای الهی است. ۵- «الْمُتَحَمِّلِ لِکَلِماتِکَ» ؛ حضرت جبرائیل کلمات الهی را در بردارد. ۶- «حامِلِ وَحیِك»؛ حامل وحی الهی است. تنها قرآن هم نیست. چون مصحف حضرت زهرا قرآن نبوده است. آنکه آمد خانه حضرت زهرا و کاتبْ حضرت علی بود، گوینده جبرائیل بود، حضرت زهرا هم که محدثه بوده است؛ یعنی مورد حدیث ملائک قرار میگرفت. ۷- «النَّاصِرِ لِأَنْبِیائِکَ» ؛ حضرت جبرائیل تنها ملکی است که یار و یاور هر پیغمبری بوده است. ۸- «الْمُدَمِّرِ لِأَعْدائِکَ» ؛ او کسی است که مدمّر یعنی نابود کننده دشمنان خدا است؛ یعنی خداوند به او مأموریت میدهد که اگر روی زمین قومی از دشمنان باشند باید به وسیله جبرائیل از بین بروند. ما آنها را نمیبینیم. ملائکه همانند جن، موجودات نامرئی هستند. البته بعضی میتوانند آنها را رؤیت کنند اما چه بسا به صور واقعیشان رؤیت نشوند. ما موجودات نامرئی زیادی داریم. در حال حاضر در کجا میتوانید ابدال و اوتاد را ببینید؟ هرکسی که نمیتواند آنها را ببیند. هرکسی که نمیتواند حضرت حجت را ببیند. هرکسی که نمیتواند حضرت خضر را ببیند. هرکسی که نمیتواند حضرت ادریس و حضرت عیسی را که به آسمان رفتند ببیند؛ «و رفعنا ادریس مکان علیا». در مجموع امام معصوم در این دعا میفرماید که چه بسا حضرت جبرئیل مدمّر هم است! مأموریت تدمیری دارد. اینکه برای عذابی که باید توسط او در دنیا اجرا شود چه کار میکند و کیفیت آن چگونه است؟ از آن بیخبر هستیم. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مِیکائِیلَ مَلَکِ رَحْمَتِکَ، وَالْمَخْلُوقِ لِرَأْفَتِکَ، وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعِینِ لِأَهْلِ طاعَتِکَ». «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی إِسْرافِیلَ حامِلِ عَرْشِکَ، وَصاحِبِ الصُّوْرِ الْمُنْتَظِرِ لِأَمْرِکَ»؛ یعنی حضرت اسرافیل دقیقهشماری میکند که چه وقت خداوند به او مأموریت میدهد تا در صور نفخ کند و تمام مردگان به وسیلۀ نفخ صور او زنده شوند. «الْمُنْتَظِرِ لِأَمْرِکَ، الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خِیفَتِکَ». «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی حَمَلَةِ الْعَرْشِ»؛ در این دعا هم آن هشت ملکی را که گفتیم میخوانیم. «و یَحمِلُ عَرشَ ربَّک ثمانیة». «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطَّاهِرِینَ، وَعَلَی السَّفَرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَةِ الطَّیِّبِینَ، وَعَلَی مَلائِکَتِکَ الْکِرامِ الْکاتِبِینَ»؛ ملائکهای که نویسنده هستند. ملک دست راست و ملک دست چپ. آنها همراه هر انسانی هستند چه آنها را ببینیم و چه آنها را نبینیم. این ملائکه را در دعای کمیل، دعای ام داود، قرآن و رقیب و عتید را در سوره قافِ قرآن میخوانیم. این گزارشگر کسی است که اصلاً به او احتمال دروغ نمیرود. گزارشگر این ملائک خداست. خدایی که خود این ملائک را آفریده است پس چرا ما اینقدر ایمانمان ضعیف است؟! چرا توجه نداریم که همراه ما دو فرشته است؟! آنها شب و روز همراه ما هستند؛ تعدادی از ملائکه برای شب هستند و پست عوض میکنند. یا در روایت آمده ملائکهای هستند که اگر نباشند شیاطین روی انسان هجمه میکنند و انسان را پارهپاره میکنند. ملائکهای هستند که وقتی شما میخوابید برای محفاظت از شما میآیند. چه آنها را ببینید و چه آنها را نبینید. چرا ما ایمان نداریم؟ بنده عرض میکنم چرا به شما میگویند: وارد سیر و سلوک شوید؟ با نفس خود مبارزه کنید؟ از نفس نباتی به نفس حیوانی، از نفس حیوانی به نفس ناطقه قدسیه و از نفس ناطقه قدسیه به نفس مطمئنه برسید؟ پاسخ این است تا باور و ایمان ما زیاد شود. اگر همینطور معمولی باشیم، یا در حوزه به صورت کتابی و استدلالی درس بخوانیم و خدا و معاد را از راه عقل و دلیل اثبات کنیم آیا واقعا میتوانیم آن ایمانی را که یک عارف و عارف کامل دارد، تحصیل کنیم؟ آیا میتوانیم با آن باورهایی که او در وجودش دارد خدا، پیغمبران و امامان را حس کنیم. عارف وقتی وارد حرم امامزاده میشود، روح امامزاده را میفهمد. اینجا یک روح، انوار و ملکوتی از خداوند است؛ نفس وقتی شفاف شود، نفس وقتی تعالی پیدا کند (تعالی پشت تعالی) آن وقت میتواند این مسائل را از راه قلب و دل درک کند و بفهمد چی به چیست. میتواند ملائکه همراهش را حس کند؛ صداها و تسبیحات آنها را بشنود؛ بسیاری از اولیاء خدا اینگونه بودهاند و این راه هم برای هیچکس بسته نیست. چون در دعای ماه رجب میخوانیم: «بابک مفتوح للراغبین و خیرک مبذول للطالبین، و فضلک مباح للسائلین، و نیلک متاح للاملین»؛ پشت سر هم تأکید میکند که این در باز است و این بندۀ خدا است که باید با سعی و تلاش برسد؛ بنابراین آنچه از دعای امداود میفهمیم این است که یقین خود را زیاد کنیم. همانطوری که میدانید یقین مراتبی دارد: علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. یقین مراتبی دارد و با مطالعه کتاب، استدلالات عقلی و فلسفی کار تمام نمیشود. هرچند که آنها کمکی برای ما است. عرفان نظری کمکی برای عرفان عملی است. ولی تا به عرفان عملی ورود نکنید و استادی را در عرفان عملی انتخاب نکنید که از رهنمودهای او پیروی کنید، نمیتوانید به آن حقایق برسید. حقایقْ یک حقایق لطیف و ظریف است که باید روح پاکی آنها را درک کند. یادآوری مرگ مسئله بعدی مسئلۀ مرگ است. شما مرگ را با چشم خود میبینید. مرگ را در بین اعضای خانواده نیز میبینید و جنازه هم جلوی چشمت است. با جنازه هم راه میروید و میآیید. ولی چرا باز هم باید بگوییم: «اشهد أنّ الموت حق و الصراط حق و الکتاب حق، و تطایر الکتب حق» حق، حق، حق، آخر چرا؟! آخر یک مقدار فکر کنیم که برای چه باید مدام با خودمان تلقین کنیم؟ چرا باید مدام به خود تذکر بدهیم؟ برای اینکه یک ملکهای حاصل شود؛ در واقع تلقینات برای آن ملکه است. میگویند خیالِ خوب، خوب است؛ چون برخی این راه را رفتهاند و به وحدت رسیدهاند. تو هم بگو: من هم توحید را قبول دارم. این را مدام به خودت بخوران و تزریق کن که بالاخره یک حقیقت مطلقه و یک حقیقت توحیدی هست. کسانی رفتهاند و به آن مقامات نیز رسیدهاند. آخر مگر ما میتوانیم منکر آقا میرزا علی قاضی شویم؟ منکر آقا میرزا حسینقلی همدانی شویم؟ این همه اساتید طریقت، آنها مجتهد و مرجع تقلید بودند. فقاهت و معرفت را با یکدیگر جمع کرده بودند. پس ما هم باید این طریق شریعت، طریقت، حقیقت را برویم. باید شرایع الهی را با اسراری که در آن هست به کار بگیریم. اسرار شرایع الهی بعضی به اعتکاف میروند ولی سرّ اعتکاف چیست؟ آن را نمیفهمند! ماه رمضان را روزه میگیرند ولی اسرار عرفانی روزه را نمیدانند؟ نماز میخوانند ولی اسرار عرفانی آن را نمیدانند. عارف میگوید: اگر نماز را با سرّش نخوانی آن اصلاً نماز نیست. نمازی در دستگاه خدا قبول میشود که قبلاً حضور قلبی خود را تمام کرده باشید و حضور دائم در محضر خدا داشته باشید که وقتی در نماز با تکبیرةالاحرام محرم میشوید مثل حاجی که محرم میشود بدانید که وقتی به نماز رفتید بفهمید به کجا رفتهاید. به اعتکاف آمدهاید تا بفهمید اعتکاف برای چیست. و همینطور در خصوص اعمال عبادی دیگر. دعا هم اسراری دارد. مقصود از دعا کردن فقط روخوانی کردن دعا نیست. اگر یک سطر از دعا را با توجه بخوانیم بهتر از هزار سطر دعا خواندن بدون توجه است. ولی بعضی فکر میکنند، نه همینطور فقط باید یک قرآن ظاهری بخوانند، و همین! اینجور نمیشود؛ باید کار را از ریشه درست کرد. از ریشه یعنی بچسبیم این ریشه باطن را تصفیه و تزکیه بدهیم. «و نفس و ما سواها، فالهمها فجورها و تقویها، قد افلح من زکّیها، و قد خاب من دسّیها» «اللهم اغفر للمومنین و المومنات، الفاتحة مع الصلوات، اللهم صلّ علی محمد و آل محمد. نوشته شرح بخشی از دعای ام داوود با موضوع ملائکه و حضرت جبرئیل و لزوم تزکیه نفس اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله کمیلی خراسانی . پدیدار شد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
