
جنگیدن با غیرممکن؛ از رویای فوتبال تا شکستن گردن و برگشتن به زندگی (۷۳)
۱ دی ۱۴۰۴ · 34 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قسمت ۷۳ گفتوگوی روشن با سحاست؛ جوان ۲۲ سالهای که ۶ سال پیش، در ۱۶ سالگی، در آستانهی فوتبالیست حرفهای شدن بود و حتی پیشنهاد قرارداد هم داشت، اما در یک حادثهی تلخ گردنش شکست و پزشکان تقریباً از حرکتکردن دوبارهاش قطع امید کرده بودند. در این قسمت با خود سحا، مادرش سحر و برادرش نیما دربارهی مسیر سخت و طولانی این ۶ سال حرف زدیم؛ از لحظهی حادثه و شوک خانواده، تا امید، فیزیوتراپی، نقش برادر، برنامههای آینده و پیامی که سحا برای جوانهای دیگر دارد. این قسمت دربارهی امید داشتن، جنگیدن با غیرممکن، و پشتکار است. نکتهی جالب اینجاست که سحا و نیما در نروژ به دنیا آمدهاند و هیچوقت ایران زندگی نکردهاند، اما عِرق ایرانی بودنشان در تمام گفتوگو کاملاً دیده میشود. ⏱ تایملاین قسمت: 0:00 داستان سحا 7:00 قطع امید 12:55 شروع به بازگشت 17:40 شوک به خانواده 25:10 نقش برادر 32:07 برنامه برای آینده 33:58 پیام برای مردم اگر این گفتوگو برایتان الهامبخش بود، برای یک نفر بفرستید که این روزها به امید و استقامت نیاز دارد. #امید #انگیزه #پشتکار #فوتبال #زندگی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
