
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تقسیمبندی مغلطهها و مغلطه تفکیک FALLACY OF DIVISION دستهبندیهای مختلفی از مغالطهها شده است، اما از آنجایی که نگاه ما، نگاهی کاربردی و همه فهم است، به سراغ دستهبندی مرسوم در کتاب منطق و فلسفه نمیرویم تا از نامهایی که ممکن است برای عموم سختفهم باشد دوری کنیم و دستهبندی سادهتری استفاده کنیم. پس از مدتی آشنایی میتوان البته به آن دستهبندیها برگشت و کمی رسمیتر یا formalتر گفتگو کرد. یک دسته از مغلطهها، مغلطههای Linguistic یا زبانشناختانه هستند مانند مغلطه تفکیک یا fallacy of division که false division یا تفکیک نادرست، ecological fallacy یا مغلطه اکولوژیک هم نامیده میشود. به بیان بسیار ساده یعنی خصوصیتی که یک مجموعه یا یک کل ساخته شده از اجزا را به تکتک اجزای آن نسبت بدهیم. مثلا وقتی یک فیلم یا یک تیم خوب یا بد است، نتیجه بگیریم همه اعضا و اجزای آن هم خوب یا بد هستند. اینکه بگویم یک کشور ثروتمند یا فقیر است در نتیجه همه مردم آن کشور فقیر یا ثروتمند است. فرم منطقی آن بصورت زیر است الف بخشی از ب است ب ویژگی یا خصوصیت ز را دارد در نتیجه الف هم خصوصیت ز را دارد. مورد استثنا تنها زمانی ممکن است که اجزای باید خصوصیت همسان با کل مجموعه را داشته باشند تا مجموعه بتواند آن خصوصیت را داشته باشد. حالا چرا اسم ecological fallacy یا مغلطه اکولوژیک؟ این اشتباه هنگام تعمیم و استنتاج آماری رخ میده. پارادوکسی به نام پارادوکس سیمپسون که در آمار و احتمالات رخ میدهد. آن هم زمانی که گرایش و روند یا trend در تجمیع دادهها وجود دارد اما هنگام تفکیک ناپدید شده یا حتا برعکس میشود. داستان پیدایش و کشف این پارادوکس داستان جالبی است. شکایتی درباره تبعیض جنسیتی در پذیرش دانشجویان دانشگاه برکلی مطرح میشود. آمار پذیرش سال ۱۹۷۳ نشان میداد از مجموع ۱۲۷۶۳ درخواست، ۴۱ درصد آنها پذیرش شده بودند از ۸۴۴۲ مرد متقاضی ۳۷۱۴ نفر یا ۴۴ درصد آنها پذیرش شدهاند از ۴۳۲۱ متقاضی زن، ۱۵۱۲ نفر یا ۳۵ درصد آنها پذیرش شدهاند به نظر میرسد که تبعیضی به نفع مردان صورت گرفته است اما وقتی به آمار تفکیکی همه دانشکدهها نگاه میکنیم ماجرا جالب میشود در دانشکده الف، ۶۲ درصد متقاضیان مرد و ۸۲ درصد متقاضیان زن پذیرش شدهاند دانشکده ب، ۶۳٪ مردان و ۶۸٪ زنان دانشکده پ، ۳۷٪ مردان و ۳۴٪ زنان دانشکده ت، ۳۳٪ مردان و ۳۵٪ زنان دانشکده ث، ۲۸٪ مردان و ۲۴٪ زنان دانشکده ج، ۶٪ مردان و ۷٪ درصد زنان یعنی در ۴ دانشکده از ۶ دانشکده درصد و شانس پذیرش زنان بالاتر است و تنها در ۲ دانشکده با اختلاف ۱ درصد و ۲ درصد مردان. مثال عجیبتر مقایسه عملکرد ۲ ستاره مشهور بیسبال، دیوید جاستیس، درک جتر در سال ۱۹۹۵ دیوید ۱۰۴ از ۴۱۱ پرتاب را زده است یعنی ۲۵.۳ درصد موفقیت، دیوید عملکرد بهتری داشته درک ۱۲ از ۴۸ پرتاب یعنی ۲۵ درصد موفقیت، دیوید عملکرد بهتری داشته در سال ۹۶ دیوید ۴۵ از ۱۴۰ یا ۳۲.۱ درصد موفقیت و درک ۱۸۳ از ۵۸۲ یعنی ۳۱.۴ درصد، دیوید عملکرد بهتری داشته سال ۹۷ دیوید ۱۶۳/۴۹۵ یا ۳۲.۹ درصد و درک ۱۹۰ از ۶۵۴ یا ۲۹.۱ درصد، دیوید عملکرد بهتری داشته در مجموع ۳ سال دیوید ۳۱۲ از ۱۰۴۶ یا ۲۹.۸ درصد و درک ۳۸۵ از ۱۲۸۴ یا ۳۰ درصد، و درک عملکرد بهتری داشته است! دیوید هر ۳ سال بهتر بوده ولی در مجموع سه سال درک عملکرد بهتری داشته است!
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
